» باورداشت مهدویت در خطبه غدیر
» روز غدیر، روز ارزش‌هاست
» «غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
» غدیر یک مکتب است
» غدير متعلق به تمام اعصار است
» غدیر؛ تداوم رسالت انبیا در آینه ولایت
» غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
» غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر
» واقعۀ غدیر، ندای حقانیت شیعه در اعصار مختلف بشری
» مسئولیت وتکلیف جامعه در قبال غدیر
درباره ما

چون شاخ گلی که خم شود پیش نسیم *** از دوست سلامی و ز ما تسلیمی
مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
دل سرگشته ما غیر تورا ذاکر نیست
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حقما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
'كلام جاودانه ى ''نهج البلاغه''، جوششى است از سرچشمه ى بى انقطاع الهى، كه به ''امر رب'' خود مى جوشد. این كلام، تقریر دوباره اى است از حقایق تجسم یافته ''قرآن كریم''، و از علوم ''وحى محمدى'' و شناختهاى قرآنى و تعالیم اسلامى
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اجعلنی من اعوانه و انصاره سلام كاربر گرامي ** قدمتان گلباران **وخوش اومديد لازم بذكر است اين وبلاگ در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريد
یكی از مسایل دردناك كه هرگز نمی‎توان انكار نمود، مسئله مهجوریت نهج البلاغه در میان امت اسلامی و حتی شیعیان آن حضرت است، گر چه به بركت نظام اسلامی نهج البلاغه نیز همانند بسیاری از معارف مهجور الهی به تدریج از مهجوریت رهایی یافته، اما این واقعیت تلخ هرگز قابل انكار نیست كه نهج‎البلاغه مهجور است همان‎طور كه امیرمۆمنان، مظلوم بلكه مهجور بود.
'سخن على علیه السلام براى او وسیله بوده، نه هدف، او نمى خواسته است به این وسیله یك اثر هنرى و یا یك شاهكار ادبى از خود باقى گذارد، بالاتر از همه اینكه سخنش كلیت دارد و محدود به زمان و مكان و افراد معین نیست. مخاطب او انسان است، و به همین جهت، نه مرز مى شناسد و نه زمان... نهج البلاغه از همه جهات متاثر از قرآن و در حقیقت فرزند قرآن است.'

به اميد ظهور آقا امام زمان***اللهم عجل لوليك الفرج***** ازوقتتان نهايت استفاده را ببريد
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
شبکه وبلاگی استان کردستان
رسانه های بر خط غدیر
روزشمار غدیر
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» نماز (3), » ذکر (3), » آرامش (2), » خدا (2), » بهجت (1),
حرمش، ورودي آسمان هفتم است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه نهم فروردین 1392 |

نمي‌دانم کسي را که شبيه هيچ کس ديگري نيست ، چگونه مي شود شناخت! نمي‌دانم کسي را که عظمتش سر بر طاق آسمان ها مي‌سايد ، انديشه خرد و حقيري چون من چگونه مي تواند فهميد؟ و مگر مي شود پيش از شناختن، شناساند؟ و مگر مي شود پيش از دانستن و فهميدن، نوشت؟! اما دل خوش مي‌دارم به اينکه هيچ بشري را توان راهيابي به فهم اين سلسله جليله الهي نيست.شيعه از رضاي آل الرسول صلي الله عليه و آله بود که اثني عشري شد و پذيرفتن ولايتش ، مستلزم پذيرش ولايت تمام دوازده امام معصوم عليهم‌السلام شد.

رضاي آل محمد صلي الله عليه و آله ؛ همان پاره تن جان عالمين که تبعيدش به هجرت بزرگ و توحيدي رسول الله مي مانست و امروز که مکتب اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله ، از اين سرزمين مقدس و از اين خطه پاک ( ايران) به عالم صادر مي‌شود ، دليلش برکات حضور آن امام همام و زحمات بسيار ايشان است ...

که ؛ اوست ولي نعمت کل مردم ايران و اوست شأن و شرافت بخش اين خاک پاک. رضاي آل محمد صلي الله عليه و آله ، آن‌همه در برابر پروردگار خاضع و تسليم و شاکر و راضي بود که از ميان يازده نور و يازده امام از اولاد علي مرتضي عليه السلام شد رضا !
باب رضايت خداوندي شد رضاي رضا عليه السلام ...

اين باب الرضاي خداوند را هم بابي هست که عظمت نورانيتش ، قلم را از کار مي اندازد و انديشه را دچار حيرت و پريشاني مي سازد.همان که شاگرد دو امام بزرگ در دو عصر و زمانه بشدت سخت شده و نمره‌اي به زيبايي « معصومه شدن» از آن دو معلم بزرگ الهي گرفت . همان که رضاي امام رضا عليه السلام در گروي رضاي اوست . و آنقدر راضي شده و آنقدر حاجت روا کرده و آنقدر بخشيده و آنقدر عنايتها داشته که « کريمه اهلبيت » عليهم السلام لقبش داده اند. شرافتش آنقدر بالا و منزلت و نسبش آنقدر اعلاست که عقل بشري را ياراي فهميدنش نيست.

او را که انساني است الگو گرفته از امام معصوم عليه السلام در تمام ابعاد و زوايا . انساني تالي تلو معصوم عليه السلام ، قدم به قدم و نفس به نفس و لحظه به لحظه .و شايد سبکي فضاي شهر مقدسه قم را با سنگيني فضاي شهر مقدس مشهد، دليل همين باشد!هر چه در قم سبک و سرخوش و مستي ، به مشهد که مي‌رسي ، سنگيني . تو گويي هجم بزرگي از غامض‌ترين مفاهيم و معاني روي قلبت فشار بياورند و از تو ، عالمي دگر بسازند و آدمي دگر!

اين خواهر، باب الرضاست. باب المراد حقيقي است‌. باب الحاجات الي الرضاست. اذن دخول حقيقي و عيني است . ملجأ و پناه تمام دل شکسته‌هاست. آنقدر باب الرضاست ... آنقدر حاجت روا مي کند سريع و بي وقفه و بي معطلي که گمان مي‌کني حرمش ، ورودي آسمان هفتم است! و ما عمريست چه حسرت بزرگي داريم از نفس کشيدن در فضاي شهر نوراني‌اش که تو گويي محل آمد و شد ملائکة الله است.حرمش ، ملجأ و پناهگاه است دل شکسته ها و بي‌پناهان را ؛ که هم براي ما حرم عقيله بني هاشم سلام‌الله عليهاست که دور است و دير و گاهي گمان مي کنيم شايد بميريم و هرگز به حرم غريب و زيبايش مشرف نشويم و هم حرم مادر سادات سلام‌الله‌عليهاست که عقده بزرگ دل شيعه است مزار گم و پنهانش ؛ چونان قدر پنهان و مجهولش ...

معصومه ي اهل البيت عليهم‌السلام؛ نواده رسول الله است . دختر ولي الله است. خواهر ولي‌الله است . عمه ولي‌الله است ... اما پيش تر و بيش تر از تمام آنها، بنده خداست . عبد صالح پروردگار خويش است . وگرنه جعفر کذاب هم انتساب به بيت امامت داشت ...فاطمه معصومه سلام الله عليها ، اين مولود ذي القعده‌، اين مولود مدينه منوره، اين دختر امام ارجمند و عزيز ، اين دختر کظم غيظ و حلم و صبر ، اين پرورش يافته دامان حضرت ِ خضوع و خشوع در برابر خداوند ، اين دختر باب الحوائج ِ هفتم ، اين ، خود باب الحوائج گشته‌، اين باب الحوائج محبوب القلوب ، اين نمونه اعلاي به نهايت بي نهايت نورانيت رسيده از شدت عبادت و تقوا و تزکيه و توحيد و فنا ، اين شب زنده دار هفده روزه بيت النور ، اين محدثه صادقه و اين عالمه جلیله که آمدنش براي تکميل رسالت رضوي عليه السلام‌، براي حسيني هاي عالم ، پر است از روضه هاي ناگفته زينب کبري سلام الله عليها .

اصلا معصومه سلام الله عليها يعني زينب کبري و روضه هاي جانکاهش. محال است وارد حرمش بشوي و ياد زينب کبري سلام الله عليها آرام و قرارت را نگيرد . محال است اذن زيارت برادر از اين خواهر بگيري و دلتنگ کربلا نشوي. محال است رضاي حضرت رضا عليه السلام را از باب الرضا عليه السلام بطلبي و ياد غربت زينب کبري نيفتي. محال است قم بروي ، حرم مشرف بشوي و لحظه‌اي اين خيال راحتت بگذارد که در کربلايي و ميان تل و قتلگاه در حال سوختن و گداختن!

وارد حرمش که مي‌شوي ، مي بيني حرمش با همه حرم ها و زيارتگاه ها متفاوت است. سبکي و اشک هاي بي امان و سوختن و گداختن و بيخود شدن را جز اينجا‌، هيچ جاي دگر نمي يابي . آنقدر نور باران است حريمش که ميان خود و خدايت به طهارت ذاتي اين باب الرضا عليه السلام ، اين تالي تلو ائمه معصومين عليهم السلام شهادت مي‌دهي .دلت مي‌خواهد بنشيني گوشه اي و در حضور دختر ، يک دل سير براي پدرش گريه کني ، براي برادرش گريه کني ، براي اجداد مظلومش گريه کني .

معصومه سلام الله عليها که فقط فاطمه معصومه نيست‌. براي دل شکسته ها، موسي بن جعفر عليه السلام است ... اصلا نامش که مي آيد ياد پدري مي افتي که سال ها اين سلسله جليله از کربلا تا اکنون ما را با اشک ارتقاي کيفيت داده اند! روحمان را ‌، ايمانمان را ،‌ محبت و معرفتمان را. و ديگر بين ما و اشک جدايي نيست . به عمر تاريخ بشري ما گريسته ايم. براي مظلوميت حق گريسته ايم . و آنها که مي گويند حسين عليه‌السلام را و اهلبيت عليهم السلام را در روضه و اشک خلاصه نکنيد و بي‌اشک و گريه هم مي‌شود از عظمت ايشان به مقصد رسيد ، از يک معنا غافلند!

و آن معنا کلام قدسي پروردگار است که فرمود : انا عند قلوب المنکسره. تا نشکني که خاضع نمي‌شوي . تا خاضع نشوي که عبد نمي‌شوي ... و چه تفاوت هاست ميان آنکه براي چه و براي که بشکني اين دل را! ندبه‌هاي در فراق ولي عصر عجل‌‌الله فرجه ، آموزگار اين براي چه و براي که بايد گريست ها و اين دل را شکست‌هاست!

«فعلي الاطائب من اهل بيت محمد و علي صلي الله عليهما و آلهما فليبک الباکون فليندب النادبون و لمثلهم فلتذرف الدموع وليصرخ الصارخون و يضج الضاجون و يعج العاجون» و معصومه سلام الله عليها ، بهانه بزرگ تمام اين دلتنگي‌ها و اشک ها و گريه ها و عقده گشايي هاست.که او تا بدانجا طهارت ذاتي و عبوديت و خضوع و خشوع داشت برابر پروردگارش ، که امام زمانش به وي لقب «معصومه» داد . که او تا بدانجا طاهر است و پاکي و عصمت دارد که اينگونه سلامش مي‌دهند: السلام عليک ايتها الطاهرة الحميدة البرّﺓ الرشيدة التقية النقية

و بايد که باب الرضاي رضوي عليه السلام ، اخلاص خديجه کبري سلام الله عليها را و طهارت ذاتي زينب کبري سلام الله عليها را و مظلوميت و نورانيت غريب فاطمه زهرا سلام الله عليها را به ارث برده باشد تا باب الحوائجي کند براي شيعيان جدش صلي الله عليه و آله .و فاطمه معصومه سلام الله عليها ، نه تنها باب حاجات است ، بلکه شافع امت جدش نيز مي باشد . که وقتي زيارتش مي کنيم از حضرتش همين خواسته را داريم که:يا فاطمة اشفعي لي في الجنة! و دليلش را هم اقرار مي کنيم که؛ فإنّ لک عندالله شأناً من الشأن.

در عظمتش نيز همين بس که از پيامبر صلي الله عليه و آله که اشارت ساکن شدن نوري از انوار فاطمي را در قم بشارت داده بودند تا حضرت جوادالائمه عليه‌السلام که زائر ايشان را وعده بهشت دادند ، همه به جايگاه ويژه اين بانوي بزرگوار و بي نظير و ارجمند تاکيد داشتند ...صادق آل الله عليه السلام زيباترين حديث را هديه به شيعيانشان کرده و فرموده اند :ان لله حرما و هو مکة و للرسول حرماً و هوالمدينة و لاميرالمومنين حرماً و هوالکوفه و لنا حرماً و هو قم و ستدفن فيها امرأة من ولدي تسمّي فاطمة ، من زارها وجبت له الجنة !
امروز ، روزي است که خواهري به دنيا مي آيد علي بن موسي الرضا عليه‌السلام را که حتي بردن نامش ، اشک ها را جاري مي‌کند .

محال است شيعه دل شکسته اميرالمومنين عليه السلام باشي و با بردن اين نامهاي مقدس ، اشکهايت جاري نشود .ما معتقدان به مکتب کربلاييم . عمريست ... به عمر تاريخ ، اقتدا بر اشک داريم . اشکها راه را خوب بلدند . نمي‌گذارند گم شويم . گم هم که بکنند ما را ، در قم ، گم مي کنند و در کربلا ! در نجف و در سامرا ، در کاظمين و در نجف، در مشهدالرضا ... آنجا هم که گم بشوي ، خودشان پيدايت مي کنند ...مثل انوار فاطمي حضرت معصومه سلام الله عليها که به عمر تاريخ در قلب کوير ، آب حيات مي دهد تشنگان را و پيدا مي کند گمگشتگان وادي دلدادگي را ...

روز ميلاد فاطمه معصومه سلام الله که مي شود ، يک‌جا دلتنگ کربلا و مدينه و کاظمين و سامرا و نجف و مشهد می‌شويم ! يک جا ، دنيايي بغض نشکفته گل مي‌کنند و يک جا اشکها بي امان مي بارند ...آخر ما عمريست مديون و نمک گير سفره کرامت اين بانوي عصمت و شرافت و طهارت و کرامتيم. آخر ما عمريست دلتنگ حرم زيباي اوييم.آخر ما دلمان را سالهاست در حرمش جا گذاشته ايم و از فراقش در رنجيم ... خواستم از نامهايش و از القابش و از کراماتش و از ... بنويسم . ديدم همان فاطمه بودنش ، کفايت مي‌کند براي فهم شدت نورانيتش ! اگر چه فهم ما در حد فهمش بفهمد عظمت اين نور را ...

ديدم اگر چه فاطمه سلام الله عليها تکرارناشدني است اما اين دختر همان مادر است و هزار و يک نشانه از او به ارث برده است .ديدم غربتش در قلب قم ، دور از موطن و کاشانه ، کفايت مي‌کند براي سوختن ... ديدم طول و تفصيل لازم نيست و فاطمه معصومه سلام الله عليها ، گویی آيينه تمام نماي فاطمه زهرا سلام الله عليهاست.

حضرت معصومه محدثه و شفیعه است.
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه ششم فروردین 1392 |

اولین روز ذی القعده به عنوان روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیهاست. امام موسی کاظم علیه السلام دارای چهار دختر به نام های فاطمه بودند، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در سن ۱۰ سالگی پدر بزرگوارشان را از دست دادند و هجده سال امامت امام رضا علیه السلام را درک کردند و برای زیارت برادر و امام زمانشان، به ایران سفر کردند. در میان امامزادگان، کمتر امامزاده ای است که این گونه درباره زیارت ایشان از چهار امام معصوم علیهم السلام سفارش وارد شده باشد. حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها محدثه و شفیعه است،   ایشان دارای مقام شفاعت و در پیشگاه الهی دارای جایگاه خاصی است. به برکت وجود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، علمای زیادی در جوار حرم مطهر ایشان تربیت یافته و خدمات گسترده ای را در مسیر نشر تعالیم اسلامی ارائه دادند.  حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها عنایت خاصی نسبت به علمای دین دارند که این عنایات در خاطرات و سخنان بزرگان دیده می شود،
هر موقع احتیاجات بزرگ بر سر راه علما و فضلای حوزه به وجود می آمد، با توسل به این بانوی بزرگوار و با کرامت مشکلاتشان حل می شد. عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به اندازه ای است که امام رضا علیه السلام زیارت ایشان را مانند زیارت خودشان معرفی کرده اند.  بر اساس سخن بزرگان، «عارفاً به حقها»، به این معنی است که زیارت به حاشیه نرود، بلکه هدف ما باشد. ممکن است فردی به حرم یکی از اهل بیت علیهم السلام برود و آن را زیارت کند، ولی هدف او تجارت، کار، خرید و… باشد. «السَّلامُ عَلَیْک، عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِى الْجَنَّةوَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِکُمْ، وَ أَوَرَدْنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ»، گفت: در این فراز ما دعا می کنیم که خدا بین ما و شما (حضرت معصومه سلام الله علیها) در بهشت جدایی نیانداز.  بر اساس روایتی از پیامبر اسلام(ص)، کسی که مشکل دیگران را حل کند و قلب او را شاد سازد، از جمله کسانی است که در روز قیامت با ایشان محشور می شود. کسی که گرسنگان را سیر، تشنگان را سیراب و یتیمان را سرپرستی می کند، از جمله کسانی است که بر اساس روایات، در روز قیامت با پیامبر(ص) و ائمه(ع) محشور خواهد شد.

چرا معصومه(س) را "کریمه اهل‌بیت" می‌نامند؟
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه چهارم فروردین 1392 |

حضرت فاطمه معصومه(س) کریمه اهل بیت، دختر امام هفتم حضرت موسی بن جعفر(ع) است، امام موسی بن جعفر(ع) دختران زیادی داشته است. علمای شیعه حضرت معصومه(س) را افضل از سایر دختران آن حضرت می‌دانند، به عنوان نمونه شیخ عباس قمی در منتهی الآمال می‌نویسد: «... بر حسب آنچه به ما رسیده افضل آن‌ها(۱) سیده جلیله معظّمه فاطمه بنت امام موسی(ع) معروف به حضرت معصومه است».(۲)

یکی از سؤالاتی که درباره حضرت فاطمه معصومه(س) مطرح می‌شود این است که چرا این بانوی بزرگوار را کریمه اهل بیت می‌نامند، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این چنین به این سؤال پاسخ می‌دهد:حضرت فاطمه دختر امام موسی بن جعفر(ع) دارای القاب زیادی هستند(۳)، دو لقب مشهور آن حضرت «معصومه» و «کریمه اهل بیت» است، در رابطه با لقب کریمه اهل بیت در کتاب «در حریم حضرت معصومه(س)» این گونه آمده است که: در ایام محبوس بودن پدر بزرگوارش، حضرت موسی بن جعفر(ع) و در روزگار مسافرت برادرش حضرت رضا(ع) در دفاع از حریم ولایت و پاسداری از خط امامت، آن چنان نقش مؤثری ایفا کرد که به «شفیعه روز محشر» و «کریمه اهل بیت پیامبر» اشتهار یافت(۴) و در کتاب «فروغی از کوثر»، ذیل عنوان «کریمه اهل بیت» آمده است که: «اولیاء الهی منشاء کرامات و عنایاتی بوده‌اند که آثار یک عمر اخلاص و وارستگی آن‌هاست، از دیر زمان، آستانِ قدس فاطمی منشاء هزاران کرامت و عنایت ربانی بوده است...».(۵)

اما به نظر می‌رسد، شهرت این لقب برای حضرت معصومه(س) به واسطه رؤیای صادقه‌ای است که از مرحوم آیت‌الله سیدمحمود مرعشی نجفی(ره) نقل شده است. داستان به این صورت است که مرحوم سیدمحمود مرعشی نجفی متوفای ۱۳۲۸ هجری قمری بسیار علاقه‌مند بود که به هر طریقی شده، محل قبر شریف حضرت صدیقه طاهره(س) را به دست آورد، برای این مقصود، ختم مجرّبی انتخاب کرده، چهل شب به آن مداومت کرد تا شاید خداوند به طریقی او را از محل قبر شریف حضرت زهرا(س) آگاه فرماید، شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان استراحت کرده در عالم رؤیا به محضر مقدس حضرت باقر یا حضرت صادق(ع) مشرف شد.(۶)

امام(ع) به ایشان فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت»؛ به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن، ایشان به تصور اینکه منظور امام(ع) از «کریمه اهل بیت» حضرت زهرا(س) است، عرضه داشت: بلی! قربانت گردم من نیز این ختم را برای همین گرفتم که محل قبر شریف آن حضرت را به صورت دقیق‌تر بدانم و به زیارتش مشرف شوم، امام(ع) فرمودند: «منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است»، مرحوم آیت‌الله سیدمحمود مرعشی نجفی هنگامی که از خواب برخاست تصمیم گرفت که رخت سفر ببندد و به قصد زیارت حضرت معصومه(س) رهسپار ایران شود.(۷) این جریان در کتاب «کریمه اهل بیت» نقل شده است مؤلف بعد از نقل این جریان در پاورقی کتابش اضافه می کند که: این داستان را مرحوم آیت الله مرعشی(۸) چندین بار در ملاقات‌های اینجانب با ایشان از پدر بزرگوارشان نقل کردند و حقیر آن را بدون هیچ گونه تصرفی در اینجا آوردم.(۹)

این داستان در کتاب «حرم فاطمیون»(۱۰) و همچنین در کتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم»(۱۱) با اقتباس از کتاب «کریمه اهل بیت(س)» هم نقل شده است. آقای محمدی اشتهاردی بعد از نقل این داستان می‌نویسد: «اقتباس، از کتاب ارزشمند «کریمه اهل بیت(س)» صفحه ۴۳-۴۵، سپس آقای محمدی اشتهاردی ادامه می‌دهد: ماجرای فوق را مرحوم آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشی به طور مکرر برای افراد مختلف نقل کرده است. یکی از شاگردان آیت‌الله نجفی می‌گفت: ایشان در درس خود می‌فرمود: علت آمدن من به قم، همین مطلب بود»(۱۲) و در مورد رؤیای مذکور ایشان می‌نویسد: با توجه به اینکه مرجع تقلیدی این رؤیا را از پدر مجتهدش نقل می‌کند و خواب دیدن امام معصوم(ع)، دلیل بر صدق آن خواب است».(۱۳)

در پایان می‌توان نتیجه گرفت که شهرت لقب «کریمه اهل بیت» برای حضرت فاطمه(س) بعد از رؤیای صادقه‌ای است که مرحوم آیت‌الله سیدمحمود مرعشی نجفی آن را نقل کرده است.

*پی‌نوشت‌ها:

۱. دختران امام موسی بن جعفر(ع).

۲. قمی، عباس، منتهی الامال، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، ۱۴۱۲ هـ، ج۲، ص ۴۳۰.

۳. در کتاب «انوار المشعشعین» به غیر از دو لقب «معصومه» و «کریمه اهل بیت» ده لقب دیگر در زیارتنامه‌ای، برای حضرت معصومه(س) نقل شده است. مراجعه شود به کتاب: مهدی‌پور، علی‌اکبر، کریمه اهل بیت، قم، نشر حاذق، چاپ اول، ۱۳۷۴، به نقل از انوار المشعشعین، ج ۱، ص ۲۱۱.

۴. مهدی‌پور، علی‌اکبر، در حریم حضرت معصومه(س)، انتشارات رسالت، چاپ دوم، ۱۴۱۷ هـ، ص ۱۱.

۵. محمدبیگی، الیاس، فروغی از کوثر، قم، انتشارات زائر، چاپ دوم، ۱۳۷۹، ص ۴۳.

۶. مؤلف می‌نویسد: این تردید از مرعشی نجفی است، مراجعه شود به مهدی پور، علی‌اکبر، کریمه اهل بیت، قم، نشر حاذق، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص ۴۳.

۷. مهدی‌پور، علی‌اکبر، کریمه اهل بیت(س)، قم، نشر حاذق، چاپ ۱، ۱۳۷۴، ص۴۳.

۸. مرعشی نجفی، سیدشهاب‌الدین که در کتابخانه بی‌نظیرش در قم مدفون است.

۹. مهدی‌پور، علی‌اکبر، پیشین، ص۴۵.

۱۰. شهاب، محمدعلی و باقری، حسن، حرم فاطمیون، قم، نشر نذیر، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۴۰.

۱۱. محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت معصومه فاطمه دوم، قم، انتشارات علاقه، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص۱۳۸.

۱۲. همان، ص۱۴۰.

۱۳. همان، ص۱۴۱.

چرا حضرت معصومه(س) راهی ایران شد؟
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه ششم آبان 1391 |
حضرت معصومه(س) برای دیدن برادر خود به طرف ایران حرکت کرده است، شاید وضع نامطلوب مدینه برای زندگی و محدودیت‌های آن در مصمم شدن حضرت(س) تأثیر داشته باشد، ولی عمده دلیل مسافرت حضرت معصومه(س) زیارت برادر بوده است.علت ورود حضرت معصومه(س) به مسأله مهاجرت برادر بزرگوارش حضرت امام رضا(ع) به ایران مربوط است. یعنی در راستای سفر آن‌ حضرت انجام گرفته است، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره علل ورود کریمه اهل بیت(ع) حضرت معصومه به ایران این چنین می‌نویسد:

مأمون در سال ۲۰۰ هجری قمری امام رضا(ع) را به مرو فرا خواند و بنا به نقلی بعد از استقرار آن حضرت در ایران نامه‌ای خطاب به خواهر گرامی‌اش حضرت فاطمه معصومه(س) مرقوم فرمودند و آن را توسط یکی از غلامانش به مدینه منوره ارسال فرموده است، امام(ع) به غلامش دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن نوشته را به مدینه برساند. غلام خود را به مدینه منوره رسانید و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه(س) تسلیم کرد و آن حضرت به مجرد رسیدن نامه برادرش خود را آماده سفر کرد. این روایت در کتاب‌های دست اول و قدیمی ذکر نشده است.(۱)بنا به نقل دیگر حضرت معصومه(س) بعد از یک سال از ورود حضرت رضا(ع) به سرزمین خراسان به قصد زیارت و دیدار با برادر خود از مدینه به قصد خراسان حرکت کرد. این روایت معتبرتر است.(۲)

طبق این دو نقل حضرت معصومه(س) به شوق دیدار برادر و امام زمان خود در سال ۲۰۱ هجری قمری با گروهی از اطرافیان خود از مدینه حرکت کرد و وقتی به ساوه رسید مریض شد. سؤال فرمود: تا قم چقدر راه است، گفتند: ده فرسخ، فرمود: مرا به قم برسانید. او را به قم رسانیدند.(۳) بنا به نقل دیگر وقتی آن حضرت به ساوه رسیدند، عده‌ای از دشمنان اهل بیت(ع) با اشاره مأمون عباسی راه را بر آنان بستند و در یک درگیری نابرابر، همه برادران و اکثر همراهان مرد آن حضرت را به شهادت رساندند و حضرت معصومه از شدت تأثر و تألمات به سختی بیمار گشتند، به نحوی که ادامه سفر برایشان ناممکن شد.(۴)

اگر چه برخی نقل‌های ضعیف این جریان را نقل می‌کنند، ولی این مطالب در منابع معتبری به چشم نمی‌خورد و هیچ یک از منابع معتبر تاریخی چنین درگیری را گزارش نکردند و همچنین این مطالب با توجه به موقعیت امام رضا(ع) در آن موقع بعید به نظر می‌رسد.حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا مردم قم از آمدن حضرت معصومه به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‌اند و با تجلیل و احترام به قم آوردند یا خود او به طرف قم حرکت کرده است؟ طبق نقل کتاب معتبر تاریخ قم، روایت صحیح این است که چون خبر به آل سعد رسید، با هم اتفاق کردند که از آن حضرت درخواست کنند به قم بیاید و موسی بن خزرج بن سعد اشعری بیرون آمد و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید، زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سرای خود فرود آورد. محل و سرای موسی بن خزرج و حجره‌ای که حضرت معصومه(س) در آن به عبادت پرداخته، اکنون مشخص و زیارتگاه است.(۵)

بنابراین آنچه از منابع معتبر بر می‌آید، این است که حضرت معصومه(س) برای دیدن برادر خود به طرف ایران حرکت کرده است، شاید وضع نامطلوب مدینه برای زندگی (از جهت آزار و اذیت علویان توسط حکومت) و محدودیت‌های آن در مصمم شدن حضرت معصومه(س) تأثیر داشته باشد، همچنین در طول مسیر ایشان به تبلیغ امامت و تشیع نیز پرداخته باشد. ولی عمده دلیل مسافرت حضرت معصومه(س) زیارت برادر بوده است.

*‌ پی‌نوشت‌ها:

۱. میرعظیمی، بارگاه فاطمه معصومه، انتشارات نهضت، ص ۲۴.
۲. ناصرالشریعه، تاریخ قم، کتابفروشی اسلامی، ص ۵۰.
۳. همان.
۴. فقیه، محمدمهدی، انوار پراکنده، انتشارات مسجد جمکران، ج ۶، ص ۱۲۳.
۵. قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، تهران، انتشارات توس، ص ۲۱۳. اعیان الشیعه، چاپ بیروت، ج ۸، ص ۳۹۱.
فاطمه معصومه(س) نگینی در قم
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه ششم مهر 1391 |

امام صادق (ع) در دورانی که قبور ائمه علیهم السلام یا مخفی بود و یا امکان اجتماع و پناه شیعیان در آن نبود، قم را حرم اهل بیت معرفی کردند و بعید نیست در دوران غیبت ما از ولی عصر نیز حرم حضرت معصومه (س) همچنان همان نقش را ایفا کند.حرم حضرت معصومه علیهاالسلام در قم از دیرباز محل پناه شیعیان بوده است. با اینکه در زبان دین، منظور از حرم معمولاً یکی از دو حرم شریف در مکه و مدینه است، اما ما این کلمه را برای زمین های متبرکی که حول قبور امامان قرار دارند نیز به کار می‌بریم. حضرت معصومه علیهاالسلام امامزاده جلیل القدری است که ما به زمین اطراف مدفن او نیز حرم می‌گوییم و چه بجاست که هر وقت به یاد ایشان می‌افتیم، قدری هم درباره مفهوم "حرم" اندیشه کنیم.

 

* کدام حرم

حرم، حریم، حرام، محترم، احرام و حرمت هم‌خانواده‌اند. همه این کلمات از ریشه «ح ‌ر ‌م» می‌باشند. مثلاً به حرمت فرمان الهی باید از کارهایی که "حرام" است دوری کنیم. چهار ماه که جنگ در آنها حرام است و باید حفظ حرمت آنها بشود ماه‌های "حرام" نام دارند. حریم و حرم محوطه‌ای است که دارای احترام و حرمت خاصی است.

حرم الهی، زمینی است که اطراف کعبه قرار دارد. این محدوده‌ دارای احکام شرعی خاصی است. مثلاً افرادی که می‌خواهند وارد مکه شوند، قبل از ورود به این محدوده (که نامش حرم است) باید لبیک بگویند و با احرام وارد شوند. حرمت این قطعه از زمین نه مربوط به زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و یا حتی حضرت ابراهیم علیه السلام، بلکه به زمان حضرت آدم علیه السلام باز می‌گردد.

اما به جز حرمی که اطراف حجاز است، حرمی نیز در مدینه وجود دارد که در کنار قبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله است. حرم نبوی مکانی مقدس و بسیار بابرکت است؛ هر چند از نظر احکام شرعی، مانند حرم الهی نیست. به جز آن، اطراف قبور انبیاء و اولیاء الهی را نیز حرم می‌نامیم.

 

* موضوعی سطح بالا

اما چه ارتباطی میان این حرم ها با حرم الهی وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال، از قرآن کمک می‌گیریم. قرآن کریم صفت "آمن" را برای حرم ذکر کرده است:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ یُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ یُوْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ (عنکبوت، 67)

از این روست که می‌گوییم محدوده حرم باید امن باشد. از روایات نیز می‌آموزیم که امنیت محدوده حرم باید همواره حفظ شود. کشتن و آزار حیوانات نیز در این منطقه ممنوع است، تا آنجا که حتی اگر کسی مستحق قصاص نیز باشد و به آنجا فرار کند نباید در آنجا کشته شود، بلکه کسی نباید به او چیزی بفروشد یا سخنی بگوید تا اینکه از محدوده حرم بیرون بیاید و سپس دستگیر شود.

اما همه این احکام، در واقع وظایف ما برای حفظ امنیت حرم است. اینها در مقام احکام شرعی است؛ اما آیه شریفه سخن از حرمی امن می‌کند؛ حال آنکه در طول تاریخ می‌بینیم که برخی حرمت این مکان را نگه نداشته‌اند. مثلاً حجاج بن یوسف برای نابود کردن دشمن خلیفه وقت که به کعبه پناهنده شده بود، مکه را با منجنیق‌های آتشین هدف قرار داد. در دوران یزید، امام حسین علیه السلام از مکه خارج شدند تا حرمت آنجا شکسته نشود؛ زیرا می‌دانستند که مأموران حکومت به دنبال نقشه‌ای برای قتل آن حضرت در آنجا هستند. در دوره معاصر ما نیز دولت آل سعود در حرم الهی جمعی از حاجیان ایرانی را کشت. بنابراین در می‌یابیم که امنیت حرم الهی باید معنای والاتری نیز داشته باشد.

دعای وداع خانه خدا نیز از این جهت می‌تواند برای ما کارگشا باشد. به کسانی که می‌خواهند از حج به شهر خود بازگردند، توصیه شده است که در وداع با خانه خدا بگویند:

خدایا، گفتی که هر که داخل آن شود ایمن می‌گردد، پس مرا از عذاب آتش ایمن کن(بحارالانوار، ج96، ص372)؛

بنابراین امنیت حرم موضوعی سطح بالاست و دارای ابعاد باطنی می‌باشد.

 

* نقطه اتصال حرم اولیای الهی به حرم الهی

امام صادق علیه السلام در جلسه‌ای به این قضیه اشاره کردند که منظور از امن بودن، این نیست که هر کس در آنجا باشد بالاجبار در امنیت باشد و هیچکس نتواند او را بکشد (بلکه منظور از امنیت معنای دیگری است)(بحار الانوار، ج2، ص287)؛ اما کلید فهم این مطلب را از این روایت می‌توانیم به دست آوریم.:

 

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام پرسید: افرادی با عقاید نادرست نیز وارد مقام ابراهیم می‌شوند (و منظور آیه همین است که اینها هم با امنیت در آنجا داخل شوند). امام فرمودند: نه و اینکه گفتی که کرامتی نیست، هر کس داخل در مقام ابراهیم شود در حالیکه حق ما را بشناسد و آن را نیز بشناسد از گناهانش خارج می‌شود و از اضطراب دنیا و آخرت رها می‌شود.(تفسیر عیاشی، ج1، ص190)

از اینجا می‌فهمیم که نقطه اتصال حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام به حرم الهی، همان حق شناسی اهل بیت علیهم السلام است؛ به گونه‌ای که بدون آن حتی حرم الهی نیز از معنای امنیت تهی می‌گردد.

 

حرمی امن برای شیعه

در فرسنگ ها فاصله از حرم الهی و حرم نبوی، بر گرد مقبره دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام حرمی است که قرن ها مأمن و پناهنگاه شیعیان بوده و هست و با اینکه فاطمه معصومه علیهاالسلام جزو چهارده معصوم نیست، قبر و حوالی قبر ایشان برای ما حرمتی از سنخ حرم دارد. آنچه بر حرمت این قبر نزد ما افزوده است روایت زیر است:

خدا را حرمی است که مکه است و رسول صلی الله علیه و آله را حرمی است که مدینه است و امیرالمومنین علیه السلام را حرمی است که کوفه است و ما را حرمی است که شهر قم است و بانویی فاطمه نام از فرزندانم در آن دفن خواهد شد که هر که زیارتش کند بهشت بر او مستقر می‌شود.(مستدرک، ج10، ص368)

امام صادق علیه السلام در دورانی که قبور ائمه علیهم السلام یا مخفی بود و یا امکان اجتماع و پناه شیعیان در آن نبود، قم را حرم اهل بیت علیهم السلام معرفی نمودند و بعید نیست در دوران غیبت ما از ولی عصر علیه السلام نیز حرم حضرت معصومه علیهاالسلام همچنان همان نقش را ایفا کند و از این لحاظ وجود قم و حرم فاطمه معصومه علیهاالسلام مایه آرامش و روشنی چشم ماست.

ويژه نامه ولادت حضرت معصومه
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه هشتم مهر 1390 |
كريمه اهل بيت(علیهم السلام) شمس آسمان علم و اجتهاد
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه دهم شهریور 1390 |

نزديك تر از اسم اعظم

وجود مبارك امام عسكري فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم اقرب الي اسم الله الاعظم من سواد العين الي بياضها(1). يعني اگر اسم اعظمي شنيده ايد، كلمه طيبه بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم، نزديكتر از سياهي چشم به سفيدي چشم است. وقتي گفتند نزديكتر، نظير دني فتدلي. فكان قاب قوسين اوادني(2)، يعني لفظ رسا نيست. آنقدر اين كلمه طيبه به اسم اعظم نزديك است كه در فضاي مردمك چشم، سياهي به سفيدي نزديك است. اين يك سخن كساني كه راهيان اين راهند، مي گويند: مومن خالص با «بسم الله الرحمن الرحيم» كاري مي كند كه ذات اقدس اله با «كن» همان كار را انجام مي دهد.
يعني اگر كسي عبد محض خداي سبحان شد، به اذن خداي سبحان چونان عيساي مسيح، هم ازگل به صورت پرنده مي سازد به اذن او، و هم در او مي دمد به اذن او، و هم آن طائر پر مي كشد به اذن او.
تنفخ فيها فتكون طيراً باذني و اذا تخلق من الطين كهيئه الطير باذني، فتنفخ فيها باذني فتكون طيراً باذني(3). به اذن خدا، مرده را زنده مي كند؛ تحي الموتي باذني (4). به اذن خدا پرنده مي آفريند، باذني. به اذن خدا كار نفخت فيه من روحي (5) را انجام مي دهند. مانند آن. لذا گفتند: بسم الله الرحمن الرحيم از عبد محض، به منزله كن از ذات اقدس اله است. يعني همان كار را خليفه خدا به اذن خدا انجام مي دهد. اين مطلب دوم.
مطلب بعدي آن است كه ذات اقدس اله درباره كار اين ذوات قدسي نهايت حرمت را رعايت مي كند و مهم ترين آيات قرآن را درباره سيره و سنت اهل بيت نازل مي كند. راز نزول برجسته ترين آيات درباره كارهاي اين ذوات مقدس چيست؟ اينها مگر چه كردند و چه مي كنند؟

فقط براي خدا يعني چه؟

در جريان خاتم بخشي وجود مبارك علي بن ابيطالب، يك راز است. همان راز در اطعام يتيم و مسكين و اسير مطرح است. و همان راز در جريان جنگ خندق مطرح است. همانطوري كه آيات قرآني، يفسر بعضها بعضاً؛ احاديث اهل بيت هم به شرح ايضاً: اعمال آنها هم به شرح ايضاً. يعني عمل آنها، سيره آنها، مفسر يكديگر است. چه طور مي شود كه كسي انگشتر عطا مي كند. ولايت الهي نازل مي شود، آيه انما وليكم الله (6) نازل مي شود، و همگان را طرد مي كند؟! چه طور مي شود كه كسي سه شب مسكين و يتيم و اسير را سير مي كند، آن آيات با جلال و شكوه هل اتي نازل مي شوند؟! چي داده اند، مهم نيست. چه طور داده اند، مهم است. ما از كجا بفهميم كه اين انگشتر فقط براي رضاي خدا بود؟ از كجا بفهميم كه اطعام يتيم و مسكين و اسير فقط براي خدا بود؛ آن را از زبان خود علي صلوات الله و سلامه عليه در جريان جنگ خندق مي فهميم.
در جريان جنگ خندق كه آن مدال پرافتخار نبوي به عنوان ضربه علي يوم الخندق تعدل عباده الثقلين(7) درباره حضرت امير صادر شد، كه همه اعمال و عبادات در كنار اين بركت تعبيه شد؛ در آنجا اخلاص بود، مثل ساير كارها. اما يك وقت اخلاصي است بدون رهزن و كمين، يك وقت اخلاص است با رهزن و كمين! يك وقت كسي شجاع است، دشمني را از بين مي برد، اما نه دشمني كه عمر بن عبدود باشد! يك وقت يك دشمن قهار و قدري را به خاك مي مالد. آن دشمن قهار و قدر، عمربن عبدود نبود؛ آن دشمن ديگري بود كه علي بن ابيطالب او را پوزمال كرد، خاك مال كرد، بعد بر عمر مسلط شد. و آن صحنه را همگان شنيده ايم.
آن عمر وقتي به خاك افتاد، آن نقطه حساس و نفس گير شروع شد. كه لحظه اي غفلت از آن حال، ممكن بود آن عمر برخيزد، شمشير بگيرد و حمله كند؛ يا ياران را طلب كند وعلي(ع) را از پا در بياورد. همه ديدند علي بن ابيطالب از سينه عمر بن عبدود برخاست و كنار نشست. خود عمر تعجب كرد كه چرا برخاستي؟ الان وقت برخاستن نبود! الان مهم ترين لحظه است كه بايد سر جدا كني. مگر الان كسي كه رقيب را خاك كرد، از صحنه فاصله مي گيرد؟
حضرت فرمود: من يك عمر بن عبدود قهار ديگري دارم، او را بايد به خاك بمالم، بعد تو را!! من تاكنون جز براي رضاي او كاري نكردم. الان كه تو خيو و خدو و به صورتم تف انداختي، من غضبناك شدم. اگر گفته شد او خيو، او خدو انداخت بر روي علي، افتخار هر نبي و هر ولي؛ وجود مباركش عصباني شد. اگر سر عمر بن عبدود را در آن حال قطع مي كرد، اين خلطوا عملاً صالحاً و آخرسيئاً (8) بود. اين هم براي رضاي خدا بود، هم براي تامين نفس و رضاي درون!
فرمود: من از سينه توي عمر برخاستم، كنار نشستم، تا اين خشمم فرو برود، فرو نشانده شود، و غضب نفساني رخت بر بندد و غضب الهي ظهور كند و لاغير، و فقط براي رضاي او سرت را جدا كنم. اين مي شود توحيد سره. اين مي شود عبد محض. اين مي شود علي لله دين الواصب. فاعبدالله مخلصاً له الدين(9). خالصاً لوجه الله. هم دين واصب، يعني همه دين. هم دين خالص، يعني سره دين. كل دين خالصاً لوجه الله بشود، تا شايسته آن حديث نبوي بشوم كه ضربه علي يوم الخندق تعدل عباده الثقلين. وگرنه جنگ بدر كه آغاز نبردهاي بي امان و نابرابر كفر عليه اسلام بود، خطر در آن روز بيشتر بود. اينكه قرآن از جنگ بدر نام مي برد، از روز حنين نام مي برد؛ فرمود: خداي سبحان شما را ياري كرد؛ يبدر و انتم اذله (10). و يوم حنين اذ اعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم كثرتكم شيئاً(11). اين مضمون كه در جريان جنگ بدر وحنين نازل شده است كه در جريان جنگ خندق به اين صورت نبود! ولي جائزه يوم خندق حساب ديگري دارد كه در روزهاي ديگر نبود!
با همان اخلاص، صديقه كبري صلوات الله عليها ، امام حسن «كريم اهل بيت» (صلوات الله عليه)، حسين بن علي «آلشهيد بكربلا» صلوات الله عليه ، اينها يطعمون الطعام، همان جا هم دارند كه انما نطعمكم لوجه الله (13). نه چون شما يتيم ايد؛ آه شما، عاطفه ما را تحريك كرديد! در جنگ خندق ، غضب لله بود؛ نه لله و للنفس. در اطعام سوره هل اتي، آن اكرام لله بود؛ لالله و للعاطفه و لضعف النفس و لرقه النفس و مانند آن. آنجا عواطف حضوري ندارد. آنجا گرايش هاي نفساني ظهوري ندارد. اگر چنين شد، آيات مرتب براي كسي نازل مي شود كه همسايه ديوار به ديوار اسم اعظم است. اگر امام عسكري فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم همسايه ديوار به ديوار اسم اعظم است، آنطوري كه سياهي چشم همسايه تنگاتنگ سفيدي چشم است، اينها با اسم اعظم كار مي كنند. اين هم يك بخشي از مطالب.

همه در برابر وحي، بي سوادند!

حالا برسيم به اينكه چه طور يك بانو به نام فاطمه معصومه آنچنان مي درخشد كه همه مراجع با جلال و شكوهي كه داشته و دارند، در پيشگاه يك بانو مثل سهايند در برابر شمس!
مستحضريد كه هيچ حكيم و متكلم و عارفي از يك سو، و هيچ فقيه و اصولي از سوي ديگر، علوم خود را با وحي انبياء همتا ندانستند؛ يك. و خود را با انبياء و اولياء هم سنگ ندانستند؛ دو. فرمودند: وحي سلطان معارف و علوم است، علوم ديگر بندگان وحي اند. انبياء و اولياء و معصومين، امام اند؛ ديگران رعيت و امت اند. به طوري كه الان كه جهان شاهد هفت ميليارد بشر است، اگر همه اين هفت ميليارد در حد مرحوم فارابي و بوعلي و شيخ انصاري و شيخ طوسي باشند، باز صادق است كه خدا بفرمايد: هو الذي بعث في الاميين رسولاً (14).
درست است يكي شيخ انصاري است و يكي شيخ طوسي است، اما در برابر وحي امي اند! اين سخن نغز حكيم سنائي، همه حكماء و سرايندگان بعدي را وادار كرد كه به همين روال سخن بگويند. تا هيچ كس خود را در برابر وحي، در برابر معصوم قرار ندهد. هر كس، هر چه دارد و هرچه هست، ريزه خوار اين مائده و اين سفره است. آن بزرگوار مي گويد:
مصطفي اندر جهان، آنگه كسي گويد كه عقل؟! آفتاب اندر سما، آنگه كسي گويد سها (15)؟!
با بود وجود مبارك رسول گرامي عليه و علي آله آلاف التحيه و الثناء، كسي اسم عقل را مي برد؟! با بودن آفتاب، كسي اسم سها را مي برد؟! «سها» آن ستاره ضعيفي است كه در سابق براي اينكه مشخص بشود كي سليم الباصره است و نيست، مي گفتند: اگر شب ستاره سها را ببيند، معلوم مي شود چشم او سالم است. جزء ضعيف ترين ستاره هاست. با بود شمس كه سخن از سها نيست! آفتاب اندر سما، آنكه كسي گويد سها؟
اين كه مي بينيد همه مراجع به منزله سحابند و اين بانو به منزله شمس است، براي اين است كه اين وصل به همان اخلاص محض است. وصل به همان انما يريدالله (16) است. وصل به هل اتي است. وصل به انما وليكم الله است. وصل به آيه مباهله است و مانند آن. مبادا كسي علوم حصولي و مفاهيم را كه احياناً ممكن است در پايان امر از انسان گرفته شود، با صاحبان علومي كه مي گويند: اني يطرق السماء اعلم مني بطرق الارض (17) قياس كند!
در بيانات نوراني حضرت امير(ع) كه در نهج البلاغه است، سوگند ياد كرد؛ فرمود: قسم به خدا من اگر بخواهم سرنوشت و آغاز و انجام تك تك شما را مي گويم. والله لو شئت ان اخير كل رجل منكم بمخرجه و مولحه و جميع شانه لفعلت. ولكني تخاف ان تكفروا في برسول الله (18). اينكه هميشه مي گويد: سلوني قبل ان تفقدوني، الان پيامش اين است كه: قبل ان تموتوا از من سؤال كنيد. او كه نمي ميرد كه!
يك وقتي است كه به اصحابش مي گويد: قبل از اينكه من از دست شما بروم از من سؤال كنيد. اين معناي ظاهري سلوني قبل ان تفقدوني. اما به ما چه خطاب مي كند؟ به ما خطاب مي كند: قبل از اينكه بميريد به نهج البلاغه من مراجعه كنيد؛ سلوني قبل ان تموتا. اين كتاب من به طرق آسماني اعلم و اعرف از طرق زمين است. قبل از اينكه از بين برويد، از من سؤال كنيد. بنابراين، اينها درآن محدوده اند. اما وقتي به زمين آمدند، گرچه زميني اند، اما آن استثناء سرجايشان محفوظ است.

ريزه خوار سفر كريمه

بيان ذلك اين است؛ زيارت جامعه را كه همه ما مي خوانيم، اين يك توضيحي مي خواهد. در زيارت جامعه مي خوانيم كه: قبوركم في القبور، اسمائكم في الاسماء، انفسكم في النفوس (19)، اينها را مي خوانيم. اين يك توضيحي مي خواهد، يعني چي؟ وجود مبارك رسول گرامي(ص) فرمود: من يك بدني دارم، مثل شما. جسمي هستم، غذايي مي خورم. ياكل و يمشي في الاسواقي (20) است كه مي بينيد؛ انما انا بشر مثلكم. (21). اين مال بدن من است. اما تمام مزيت من در آن استثناء به بعد است؛ الا انه يوحي الي انما الهكم اله واحد (22) و معارف ديگر نسبت به من وحي مي شود. شما از اين خبري نداريد. شما فقط با بدن من هستيد.شما در آن خطبه نوراني حضرت امير در هنگام توديع، فرمود: كنت جارا لكم جاوركم بدني اياما قلائل (23).
شما چند صباحي همسايه تن علي بوديد، علي را كه نمي ديديد! من هم با بدنم همسايه شما بودم، نه با جانم. من آن جائي كه مي گويم: اني يطرق السماء اعلم مني يطرق الارض كه همسايه ندارم. من اين ياكل و يمشي في الاسواق را شما ديديد و همسايه او بوديد. كنت جارا لكم جاوركم بدني اياماً قلائل. نه جاوركم روحي! پس شما با تن علي كار داشتيد، نه با جان علي.
حالا برويم به سراغ زيارت جامعه، تا برسيم به سراغ كريمه اهل بيت، تا روشن بشود كه چگونه شرف مراجع دراين است كه در كنار سفره اين ذات مقدسه باشند!
در زيارت جامعه مي گوئيم: شما نوري بوديد، محدق به عرش. عرشي بوديد. و هم اكنون هم آنجا هستيد. به نحو تجلي پائين آمديد، نه تجافي! شما مثل قرآن كريم، خدا شما را آويخت، نه انداخت. خداي سبحان باران را نازل كرده، يعني باران را انداخت. قرآن را نازل كرده، يعني قرآن را آويخت. او را كه نيانداخت!
فرمود: در اول سوره مباركه زخرف، شما وقتي در خدمت قرآنيد؛ حم. والكتاب المبين. انا جعلناه قرآناً عربياً لعلكم تعقلون. و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم (24). هم اكنون هم لدينا است، هم اكنون علي حكيم است. شما فقط قرآن مبين را داريد كه دنباله اين حبل مستحكم است. آغاز اين حبل مستحكم كه علي حكيم است، پيش من است. كساني كه عدل اين قرآنند، آنها هم به شرح ايضاً. اين چهارده نفر هم با اين قرآن آويخته شدند، نه انداخته! با بدن اينها شما سروكار داريد، نه با جان اينها! اينها پيش ما علي حكيم اند، اين چهارده نفر. و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم. هم اكنون علي حكيم اند. هميشه بودند و هميشه هستند.
در زيارت جامعه دارد كه: كنتم محدقين بنور عرش. آنجا بوديد، محدق بوديد، محيط بوديد، مطيف بوديد، عرشي بوديد. ذات اقدس اله من الله علينا شما را تنزل داد، نازل كرد، به اين عالم آورد. مانند ديگران زيستيد، زندگي كرديد، ياكل و يمشي في الاسواق بوديد و رحلت كرديد و مرديد. دربين مردم بوديد، با مردم بوديد، براي مردم سخن مي گفتيد، براي مردم امامت مي كرديد، و رحلت كرديد و دفن شديد. انفسكم في انفس، ارواحكم في الارواح، آبدانكم في الأبدان، قبوركم في القبور (25)؛
اما! اما و صد اما؛ فما احلي اسمائكم. چه قدر نام شما شيرين است! اين فما احلي، فما احلي فما احلي، آن مستثني را نشان مي دهد. با ما هستيد. از نظر بدن هستيد. مراجع ماضين ما در كنار مضجع ملكوتي اين كريمه هستند، اما فما احلي اسمها! فما احلي قبرها! فما احلي كنيتها! فما احلي علمها!فما احلي شانها! فما احلي عصمتها! فما احلي عزتها! اين كجا، مراجع كجا! اين كجا، حكما كجا! اين كجا، عرفا كجا! اين كجا، علماء كجا!
اين استثنائي كه در زيارت مباركه جامعه است، نظير همان استثنائي است كه وجود مبارك رسول گرامي (ص) كه همه عالم در آن استثناء غرق است. فرمود: من با شمايم اما الا انه يوحي الي. ما هم به اينها عرض مي كنيم: قبوركم في القبور؛ الآن هم در كنار اين مضجع ايم قبرها في القبور، اما فما احلي قبرها!!

چگونگي پيروزي در جنگ نابرابر انسان و شيطان

سالها قبل وقتي خواستم از حوزه علميه تهران به قم مشرف بشوم، رفتم خدمت استادمان، مرحوم آقاي آشيخ محمدتقي آملي؛ گرچه همه اساتيد، حشرشان با انبياء و اولياي الهي باشد، اما خوب بعضي از اينها يك خصيصه اي داشتند كه ديگران، در آنها كمتر ديديم.
اين گذشته از اينكه مرحوم آقاي نائيني رضوان الله عليه در تقريظ مكاسب شان كه تقريرات شان چاپ شده، فرموده: صفوه المجتهدين العظام، مرحوم آقاي نائيني در تقريرات ايشان؛ حالا اينگونه از مقامات علمي در ديگران هم بود و هست. فرمود به اينكه: من يك روز عاشورائي بود، خسته بودم، بعد از زيارت حضرت معصومه(س) رفتم قبرستان شيخان فاتحه خواندم، ديدم اين مؤمنين روي قبور نشسته اند- همان حالي كه وجود مبارك حضرت امير در جريان بازگشت از كوفه برايشان پيش آمد- ديدم اينها روي قبور خودشان نشسته اند. منتظر طلب مغفرت و رحمت اند... از آدم كاسب اينها بر نمي آيد، كسي كه دنبال نخود سياه و نان و نام است، اينها بر نمي آيد.
اين را عرض مي كنم تا معلوم بشود كه وقتي مي خواستم ازشان خداحافظي كنم، بروم قم؛ به من چي گفت. دوبار در عالم رويا، دو حادثه براي ايشان پيش آمد. فرمود: من يك وقتي ديدم دشمني سخت به من حمله كرد و مهاجم. من هيچ چاره نداشتم. ديدم جانم در خطر است. دستش را گاز گرفتم كه از دستش نجات پيدا كنم. از شدت درد بيدار شدم، ديدم دستم در دهان خودم است. به من گفتند: آقا! مواظب باش در اين عالم هيچ كسي با تو كار ندارد، مگر خودت. اعدا عدوك نفسك التي بين جنبيك(27). كسي كاري با ما ندارد كه!
اين همه آسمان و زمين را خدا مسخر كرده براي ما.
در سوره مباركه كهف، اعراف، در بخش هاي فراواني ذات اقدس اله فرمود به اينكه: اين جنگ نابرابر است، دشمن شما را مي بيند، شما او را نمي بينيد. انه يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم(28). در جنگ نابرابر، وقتي دشمن قدر شما را ببيند، شما او را نبينيد، خوب شكست مي خوريد.
يك رساله اي نوشته ابن طاووس، فرمود: دين به ما يك راه حل نشان داد. كه ما مي توانيم اين جنگ نابرابر را صد و هشتاد درجه به نفع خودمان نابرابر بكنيم. يعني كاري بكنيم؛ ما او را ببينيم، او ما را نبيند. و آن اين است كه برويم در قلعه خدا. اگر رفتيم، كلمه لا اله الا الله حصني شد(29)، اگر ولايت علي بن ابيطالب(ع) حصني شد(30)، اين حصن است، دژ است، دژبان اش خداست. دژبان فرعي اش علي بن ابيطالب است.
خب! آدم وقتي وارد اين قلعه شد، دشمن خودش را مي بيند، دشمن او را نمي بيند ديگر. آن وقت أنتم ترانه ولا تراكم. فعلا انهم يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم. وارد آن قلعه شديد، انكم ترونه
و لا يراكم. اين همان است كه ان الذين امنوا و اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون(31). شما مي بينيد، او نمي بيند. اين را طرد مي كند.
و بار ديگر مرحوم آشيخ محمدتقي آملي رضوان الله عليه گفت كه: در عالم رويا ديدم دشمني به من حمله كرده. من هيچ چاره نداشتم. دست آوردم به چشم او كه آسيبي به چشم اش برسانم. از شدت درد بيدار شدم. ديدم دستم در چشم خودم است! آنجا هم به من گفتند: مواظب باش. كسي كاري به تو ندارد. اين خودتي. به دنبال چي مي گردي؟ مي خواهي دين و آخرت را يكجا هدر بدهي؟ دنبال چي مي گردي؟
اين آشيخ محمدتقي آملي؛ وقتي رفتم ازشان خداحافظي بكنم كه من مي خواهم بروم قم، اجازه بگيرم. فرمود: برو آنجا كه كريمه اهل بيت آنجاست. فرمود: اين قبر، يك قبر عادي نيست. بزرگان آنجا دفن اند. مراجع آنجا دفن اند. حكماء، علماء، فقهاء، اصوليون آنجا دفن اند. آنجا قبر دختر موسي بن جعفر است. اين قبر منشاء هزارها بركت است.
ببينيد اين حرف مال چهار هزارسال قبل است. همه انبياء اينطور بودند. اينها وارثان آن انبياء هستند. اولين بار ما اين فرمايش را از ايشان شنيديم، بعد ديديم حرفي است كه ميرداماد نقل مي كند. ايشان فرمودند به اينكه: شاگردان ارسطو؛ ارسطو و افلاطون را وجود مبارك موساي كليم و انبياي ديگر تربيت كرده اند. همانطوري كه حكماء و فقهاء را انبياي قبلي و بعدي تربيت كردند. شاگردان ارسطو هر وقت مطلب عميق علمي برايشان مشكل مي شد، مي رفتند كنار قبر ارسطو، آنجا مباحثه مي كردند.برايشان حل مي شد. اينها جزء موحدان عالم بودند.

منشأ بركات شرق و غرب

بعد ما آمديم قم. با قبسات مرحوم ميرداماد آشنا شديم. ديديم، بله. اين ميرداماد است. در قبسات، در صفحه مشخص، مي گويد: امام رازي اين حرف را زده. امام رازي هم در كتاب المطالب العاليه گفته. آن هم آدرس اش مشخص است؛ كه بناي شاگردان ارسطو اين بود؛ هر وقت مطلب علمي برايشان مشكل مي شد، مي رفتند كنار قبر. از آن قبر بركت مي گرفتند.
اين را كه خود من بارها تجربه كردم؛ كتابهاي عميق؛ حالا يا جواهر بود، يا اسفار؛ به روال عادي، اينجا كه مطالعه مي كردم؛ همين كتاب را وقتي مي بردم در يك شهر ديگري، مي ديدم به كندي دارم پيش مي روم. اين را باور كنيد. اينجا انسان بهتر مي فهمد، خوشتر مي فهمد، عميق تر مي فهمد، در آفتاب است. اينها نه تعارف است، نه مجاز است، نه خداي ناكرده خرافات است! اين نور مرتب مي آيد، اين ملائكه مرتب نازل مي شوند.
اگر چنانچه ذات اقدس اله به رسولش فرمود: لااقسم بهذاالبلد و انت حل بهذا البلد(32)، الان همين طور است. اعتاب مقدسه اين طور است؛ نجف اينطور است، كربلا اينطور است، كاظمين اين طور است، سامرا كه متأسفانه به اين وضع درآمده است؛ بارگاه ملكوتي امام دهم و يازدهم (صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين) اين طور است. كريمه اهل بيت، مضجع اش اينطور است، اينچنين نيست كه انسان فقط بيايد، زيارت بكند، ثواب اخروي ببرد! علم در اينجاست، كرامت در اينجاست، معنويت در اينجاست. حضور اينها منشاء رحمت و بركت است.
و امام عسكري سلام الله عليه فرمورد به اينكه- اين روايت از وجود مبارك امام رضا هم نقل شده است- ليست العباده بكثره الصلاه والصيام. مهمترين عبادت؛ انما العباده كثرت التفكر في امرالله(33) خدا غريق رحمت كند مرحوم آقاي شاه آبادي، استاد امام رضوان الله عليه را! اين دو تا آيه قرآن را خيلي لطيف معنا كرده در آن رساله شذرات شان. در دو بخش قرآن ذات أقدس اله فرمود: مواظب باشيد، فشار جان دادن كار آساني نيست. يك عده موقع مرگ سيلي مي خورند. و الملائكه يضربون وجوهم و أدبارهم (34). اين دو جاي قرآن است. فرشتگان با سيلي زدن به صورت و با مشت زدن به پشت، جان او را مي گيرند.
مرحوم آقاي شاه آبادي رضوان الله عليه در آن رساله لطيف شان توجيه كردند اين دو تا آيه را. گفتند: فرشتگان دنيا، مأموران الهي اند، مدبران الهي اند، در دنيا مواظب اند. ديدند اين آقا عمر را تلف كرده، جا پركرده، كاري هم انجام نداده، با مشت به پشت اش مي زنند، او را از دنيا بيرون مي برند؛ اين يك. فرشته هاي مسئول برزخ مي بينند. اين با دست خالي دارد مي آيد. به صورتش سيلي مي زنند كه عمري آنجا گذراندي، آخر چي آوردي اينجا؟ و الملائكه يضربون وجوهم و أدبارهم. اينها را اين خاندان به ما گفتند. اينها را اين معارف به ما گفتند.
بنابراين اگر مي بينيد واقع حوزه علميه قم الآن منشاء بركاتي شد در شرق عالم و غرب عالم؛ يك وقتي گفته مي شد: اطلبوا العلم ولو بالصين (35)، اين تمثيل بود و نه تعيين. وگرنه چين چيزي نداشت! كه الا و لابد بايد انسان چيني بشود.امروز به بركت انقلاب و خونهاي پاك شهداء، مي گويند: اطلبوا العلم ولو بقم. چيني مي آيد، شرقي مي آيد، غربي مي آيد؛ از تاشكند تا واشنگتن شما اينجا طلبه داريد. اين خون شهداء، صدور انقلاب، پيام را به مشرق برد، پيام را به مغرب برد، و همه را آورد. اطلبواالعلم ولو بقم. اين بركت اين بي بي است!! خيلي ها مي خواستند انقلاب بكنند، ولي بالاخره از قم بايد برخيزد. فرمود: چون تو در اين شهري، اين شهر محترم است. اين شهر مي شود بلد امين. لااقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد. اگر چنانچه اين كريمه در اينجا نبود، معلوم نبود قم به اين وضع، با اين بركاتش، فراوان همراه باشد.بنابراين بهترين فرصت اين است كه حوزه علميه، كماكان بهره هاي فراوان خودش را ببرد. محققان از حداكثر فرصت استفاده بكنند، دين پژوهان به شرح ايضاً. نويسندگان، گويندگان، مبلغان الهي، همه اينها از اين مضجع ملكوتي حداكثر بهره را ببرند. تا وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) ظهوري كند و اين انقلاب اسلامي به دست صاحب اصلي اش برسد.

ویژه نامه ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 |


ویژه نامه ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها  

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام 

        به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو     

   بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

http://www.valiasr-aj.net/image_user/masomeh_v02.jpg

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
   
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع)امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است. و
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

دريافت فايل
كرامات
دانلود مولودی و مولودی خوانی حضرت فاطمه معصومه (س) : اینبار به مناسبت میلاد با سعادت خواهر امام رضا (ع) یعنی حضرت فاطمه معصومه (س) دانلود مولودی خوانی های را در این زمینه از مداحان : مولودی های حاج محمد رضا طاهری : مولودی های حاج محمود كریمی : مولودی های حاج احمد واعظی : مولودی های حاج حسن خلج و مولودی های سید مهدی میرداماد میباشد . برای دانلود مولودی و مولودی خوانی های میلاد حضرت معصومه به ادامه مطلب بروید .

 

 

حاج محمد طاهری :

دانلود مولودی و مولودی خوانی محمد رضا طاهری

 


از دست ستاره شكوفه شادی می‌باره Play Download

ای دختر و خواهر ولایت Play Download

ای زینب امام رضا یا معصومه Play Download

دل به بسته ام هر چه هستم Play Download

عصمت كبریاست معصومه Play Download

كریمه آل علی رسیده Play Download

كریمه اهل ولا یا معصومه Play Download

گل بریزید كریمه آل علی رسیده است Play Download

ملائك دسته دسته به شادی حلقه بسته Play Download

هر كسی كه عاشق و مجنون به زینب امام رضا مدیون Play Download

 

 

حاج محمود كریمی :

دانلود مولودی و مولودی خوانی حاج محمود کریمی

 


پدری منتظر دخترش Play Download

 

 

حاج احمد واعظی :

دانلود مولودی و مولودی خوانی حاج احمد واعظی

 


دوباره كوثر از سماء میل نزول می كند Play Download

 

 

حاج حسن خلج :

دانلود مولودی و مولودی خوانی  حاج حسن خلج

 


آی همه عالم عالمه آمد Play Download

 

 

سید مهدی میرداماد :

دانلود مولودی و مولودی خوانی سید مهدی میرداماد

 


یه عمریه عاشق این بانوی كریمه‌ام Play Download


ادامه مطلب
حضرت معصومه(س)؛ بانوی فضیلت و کرامت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آبان 1388 |

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه


http://files.myopera.com/arashrayan/Axha/Hazrat%20Masome.jpg


حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

سرچشمه دانش

حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره می گوید: هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد.بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) عالمه غیر معلمه بوده است.

http://img.tebyan.net/big/1386/08/217242078121278114124233184181188337812419.jpg

مظهر فضایل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیر مومنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

http://www.pasokhgoo.ir/files/images/8117584698714371132901331901865816199195.jpg

مقام علمی حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش .

فضیلت زیارت

دعا و زیارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهایی، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زیارت، جامی است زلال از معنویت ناب درکام عطشناک زندگی؛ و زیارت حرم معصومه (س)، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری، و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو میدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرو آید و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.

http://golesorkham.persiangig.com/weblog%20image/masume-v-3.jpg

برگزیدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بیمار شد چون توان رفتن به خراسان را در خود ندید، تصمیم گرفت به قم برود. یکی از نویسندگان در این باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزید، می نویسد: بی تردید می توان گفت که آن بانوی بزرگ، روی ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتی که بعدها برای این سرزمین پیش می آید - محوریتی که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود - بدین دیار روی آورد. این جریان به خوبی روشن می کند که آن بانوی الهی، به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته و خود را با شتاب بد ین سر زمین رسانده و محوریت و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه ریزی کرده است.

غروب غمگین

حضرت فاطمه(س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.

http://radio.irib.ir/maaref/_uploads/newsPhotos/265.jpg

زیارت حضرت معصومه (س) از منظر روایات

درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد! از ما در نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.

پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گرددو در حدیث دیگری آمده است: زیارت او، هم سنگ بهشت است

زیارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آن ها نیست. هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این، نشان دهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت(س) به ویژه بانوان، این مقام بزرگ و عالی را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. تنها در این صورت است که روح باعظمت این بانوی بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

امام رضا (ع) و لقب معصومه

حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل معصومه نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی(ع) در این باره می گوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.

http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/haram5.jpg

کریمه اهل بیت

حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب کریمه اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی-که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.

القاب حضرت معصومه (س)

به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه(س) در دو زیارت نامه غیر مشهور ذکر شده؛ به قرار ذیل است: طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدةُ نساء العالمین (سرور زنان عالم). هم چنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

http://zaker30.persiangig.com/221617724942226113217810717313721874216226.jpg

شفاعت حضرت معصومه (س)

بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به مقام محمود تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن، جمله خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد، با کلک تقدیر نقش بسته بود. این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند

http://www.shiaupload.ir/images/71s0ls5qucedln8hptiw.jpg

سرّ قداست قم

در احادیث فراوانی به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بیت (ع) معرفی و خاک آن را، پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. همچنین ایشان در ضمن حدیث مشهوری که درباره قداست قم به گروهی از اهالی ری بیان کردند، فرمودند: بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت، او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند. او می گوید: من این حدیث را هنگامی از امام صادق (ع) شنیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) هنوز دیده به جهان نگشوده بود. این حدیث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمی دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت این شهر که در روایات آمده، از ریحانه پیامبر، کریمه اهل بیت (س) ،مهین بانوی اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه می گیرد که در این سرزمین دیده از جهان فرو می بندد و گرد و خاک این سرزمین را، توتیای دیدگان حور و ملایک می کند.

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نیز نقشی دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم. این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نیز از مباهات ایشان به این خواهر- برادری سرچشمه می گیرد.

http://donyayejavani.persiangig.com/image/web/as3.gif

سرآمد بانوان

فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها،سیده جلیله معظمه ، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.

http://img.tebyan.net/Big/1387/08/22615412054161565722712818419818184253.jpg

فضیلت بی نظیر

شیخ محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا (ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند: در میان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س) نیست. بی گمان این گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) بر برداشت هایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

بوی وصال

بی شک اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش،زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی وصال را در گستره زمین منتشر می سازند. اینک غروب غم انگیز این سیده جلیله، بر همه دوستداران اهل بیت تسلیت باد و دست های نیازمند ما، در روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد!

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

http://www.sharemation.com/umsa313/MAHDI.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gifمطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

پسر ها نخوانند
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

 پسر ها نخوانند

دختر

امروز را روز دختران ناميدند . راستي چرا ؟ مگر دختر بودن اهميتي ويژه دارد و يا مگر مسئوليتي اختصاصي را مي طلبد؟

آري . دختر بودن يعني مادر فردا شدن . مادري که وظيفه تربيت نسلي را بر عهده دارد . پس بايد از نظر آگاهي و دانستني ها بسيار غني و لبريز از فهم و دانش باشد . دختران ما در جامعه با مسائل و موضوعات فراواني روبرو هستند . يکي از اين مسائل خواسته آنان براي داشتن رابطه با جنس مخالف و از اين طريق انتخاب همسر آينده است . در اين مبحث سعي داريم اين موضوع را به نقد بنشينيم و از معايب و محاسن آن " اگر محاسني داشته باشد" براي شما بگوييم .به همين منظور مصاحبه اي را که با دکتر صديقه‌ يگانه، روان شناس در اين رابطه انجام شده براي شما عزيزان به نمايش مي گذاريم.

دوستي‌هاي‌ خياباني‌ بين‌ دختر و پسر ‌ را چگونه‌ تجزيه‌ و تحليل‌ مي ‌كنيد؟

به‌ طور كلي، در آغاز نوجواني‌ به‌ علت‌ بيداري‌ غرايز و شدت‌ حالات‌ هيجاني، گرايش‌ دختران‌ و پسران‌ به‌ دوستي‌ با جنس‌ مخالف‌ بيشتر مي ‌شود. داشتن‌ دوست، اعتماد به‌ خود را تأييد و تقويت‌ مي ‌كند و نيازهاي‌ عاطفي‌ و احساسي‌ را تا حدي‌ تأمين‌ مي ‌نمايد؛ و در صورتي‌ كه‌ پيوند دوستي‌ گسسته‌ شود، شخص‌ نسبت‌ به‌ ارزش‌هاي‌ وجودي‌ خود دچار شك‌ و ترديد مي‌ شود. بعضي‌ از پسران‌ ، داشتن‌ دوست‌ دختر را نوعي‌ محبوبيت، قدرت‌ اجتماعي‌ و موفقيت‌ براي‌ خود محسوب‌ مي‌ كنند و در شرايطي‌ كه‌ توانايي‌ تشكيل‌ خانواده‌ از طريق‌ ازدواج‌ را ندارند، عده‌اي‌ از آنان، نيازهاي‌ جنسي‌ و عاطفي‌ خود را از طريق‌ دوستي‌هاي‌ افراطي‌ برطرف‌ مي ‌نمايند. متقابلاً برخي‌ دختران‌ ارتباط‌ با پسران‌ را نوعي‌ جذابيت‌ براي‌ خود تلقي‌ مي‌ كنند، و متأسفانه‌ اكثر قريب ‌به ‌اتفاق‌ اين‌ دختران‌ تصور مي‌ كنند كه‌ اين‌ دوستي‌ها به‌ ازدواج‌ منتهي‌ مي ‌شوند.  اصولاً تحول‌ عاطفي‌ دختران‌ متفاوت‌ از پسران‌ است.

پسران نسبت‌ به‌ جنبه‌ غريزي‌ تخيلات‌ خود غافل‌ باقي‌ نمي‌ مانند، اما دختران‌ در اين‌ دوستي‌ها معمولاً به‌ دنبال‌ عشق‌ آرماني‌ و رمانتيك‌ هستند. آنها اين‌ عشق‌ را آسماني‌ و پاك‌ مي ‌دانند و خيانت‌ در آن‌ را گناهي‌ بخشش ‌ناپذير مي ‌شمارند. 

 پسر جوان‌ با وعده‌هاي‌ فريبنده‌ و دروغين، دختر جوان‌ را تسليم‌ خواسته‌ هاي‌ خود مي‌ كند و پس‌ از مدتي‌ تسليم ‌نشدن‌ پسر براي‌ ازدواج، و دختر جوان‌ دچار آسيب‌ رواني‌ مي ‌شود و احساس‌ افسردگي ، پوچي‌ و بي‌ ارزشي‌ مي ‌كند. متأسفانه‌ آسيب‌هاي‌ اجتماعي، تربيتي‌ و رواني‌ چنين‌ دوستي‌هايي‌ بيشتر متوجه‌ دختران‌ است‌ و اگر دختري  يك‌ نمونه‌ چنين دوستي‌ با جنس‌ مخالف‌ را تجربه‌ كند، تا پايان‌ عمر، شأن‌ و حرمت‌ خويش‌ را از ديدگاه‌ خانواده‌ و جامعه‌ از دست‌ مي ‌دهد و برچسب‌ ناشايست‌ بودن‌ را با خود حمل‌ مي ‌كند.  دوستي‌هاي‌ خياباني، عاري‌ از شكوفايي‌ محبت‌ و عشق‌ واقعي‌ است‌ و بيشتر يك‌ پيوند غريزي‌ است. اگر هم‌ به‌ ازدواج‌ منتهي‌ شود پشتوانه‌ عشق‌ و محبت‌ ندارد و چنين‌ ازدواجي‌ دوام‌ پيدا نمي‌ كند؛ زيرا پسر و دختر جوان‌ بيشتر شريك‌ لذت‌هاي‌ جنسي‌ يكديگر بوده‌اند و زندگي‌ واقعي‌ پس‌ از ازدواج‌ امري‌ فراتر از ارضاي‌ غرايز جنسي‌ است. در تجربهِ اين‌ دوستي‌ها، فرصتي‌ براي‌ انتخاب‌ و شناخت‌ صحيح‌ يكديگر به‌ وجود نمي ‌آيد، زيرا در اوج‌ هيجانات‌ افراد نمي‌ توانند عاقلانه‌ و آگاهانه‌ يكديگر را بشناسند و انتخاب‌ كنند. اگر هم‌ اجباراً ازدواجي‌ صورت‌ گيرد، اغلب پس‌ از مدتي‌ كوتاه‌ به‌ جدايي‌ و طلاق‌ منتهي‌ مي‌شود و يا اينکه زناشويي مملو از مشاجرات و درگيري نصيبشان خواهد شد.

دوستي از جنس غير مجاز

لطفاً در مورد آينده‌ اين‌ دوستي‌ها بيشتر توضيح‌ دهيد.

متأسفانه‌ اين‌ دوستي ‌ها بدون‌ شناخت‌ واقعي‌ جنس‌ مخالف‌ و براساس‌ هيجانات‌ و احساسات‌ سطحي‌ و زودگذر شكل‌ مي ‌گيرد كه‌ در اين‌ روابط‌، بازنده‌ اصلي‌ و هميشگي‌ غالباً دختران‌ جوان‌ هستند؛ دختراني‌ كه‌ با نهايت‌ سادگي، زيبايي، لطافت‌ و ظرافتي‌ را كه‌ خدا به‌ آنها امانت‌ داده، در اختيار كسي‌ مي ‌گذارند كه‌ در خيانت ‌كردن‌ به‌ امانت‌ مهارت‌ دارد. دختران‌ جوان‌ باور نمي‌ كنند كه‌ چنين‌ پسراني‌ معمولاً تنوع‌ طلب‌ هستند. و پس‌ از مدتي‌ كوتاه، سراغ‌ طعمه ‌اي‌ ديگر مي‌ روند و همه‌ وعده‌هاي‌ به‌ ظاهر عاشقانه‌ را فراموش‌ مي‌ كنند.

دوستي‌هاي‌ خياباني‌ تحت‌ تأثير چه‌ عواملي‌ شكل‌ مي ‌گيرند و افزايش‌ مي ‌يابند؟

زماني‌ كه‌ خانواده‌ و جامعه‌ نقش‌ اساسي‌ خود را جهت‌ ياري ‌دادن‌ به‌ نسل‌ جوان‌ براي‌ يافتن‌ هويت‌ سالم، مثبت، پويا و سازنده‌ به‌ خوبي‌ ايفا نكنند، نسل‌ جوان‌ با آشفتگي‌ هويت‌ و براي‌ كاهش‌ اضطراب‌ و رهايي‌ از بحران‌ هويت‌ و سرگشتگي، به‌ اين‌ دوستي‌ها تن‌ مي ‌دهد.

جوان‌ در تصور و توهم‌ خويش، از طريق‌ دوستي‌ با جنس‌ مخالف، مي‌ خواهد به‌ آرامش‌ برسد. او لذت‌ اين‌ دوستي‌ را عامل‌ تسكين‌ براي‌ بحران‌ بي‌هويتي‌ خويش‌ مي ‌داند.

 امنيت، احترام، محبت‌ و دوست‌ داشته‌ شدن‌ از جمله‌ نيازهاي‌ رواني‌ انسان‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ به‌ دليل‌ سرگرم ‌شدن‌ خانواده‌ها و جوامع‌ به‌ فراهم ‌ساختن‌ امكانات‌ اقتصادي، اين‌ دو نهاد انسان‌ساز از هنر عشق‌ ورزيدن‌ و احترام‌ گذاردن‌ به‌ نوجوانان‌ محروم‌ مي‌ شوند.

عامل‌ ديگر، فقر فرهنگي‌ و نشناختن‌ هويت‌ واقعي‌ جنس‌ مخالف‌ است؛  اگر دختران‌ به‌ قداست، ارزش، اهميت‌ و كرامت‌ خويش‌ واقف‌ شوند و در مورد جنس‌ مخالف، رفتاري‌ توأم‌ با متانت‌ و بزرگ‌ منشي‌ و بي‌ اعتنايي‌ داشته‌ باشند و به‌ سادگي‌ در برابر خواسته‌ هاي‌ جنس‌ مخالف‌ تسليم‌ نشوند، فرصتي‌ براي‌ انحراف‌ به‌ وجود نمي ‌آيد.

متأسفانه‌ عده‌اي‌ براي‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ خياباني، اين‌ تفكر غلط‌ را تبليغ‌ مي ‌كنند كه‌ «فقر اقتصادي» ريشه‌ اين‌ معضل‌ اجتماعي‌ است؛ اما به‌ نظر مي ‌رسد «فقر و ضعف‌ فرهنگي» بنياد اصلي‌ اين‌ معضل‌ باشد، زيرا برخي‌ از اين‌ عناصر اجتماعي‌ نه‌ تنها فقر اقتصادي‌ را لمس‌ نكرده‌اند، بلكه‌ كمابيش‌ از رفاه‌ اقتصادي‌ و امكانات‌ فراوان‌ برخوردار بوده‌اند، ولي‌ نگرش‌ آنها نسبت‌ به‌ وجود انساني‌ خود حقيرانه‌ و پست‌ بوده‌ است. در مقابل، بسياري‌ از زنان‌ پاك‌ و فرهيخته‌ ايراني‌ در نهايت‌ فقر اقتصادي، از نظر فرهنگي‌ كاملاً غني‌اند و با نهايت‌ عفاف‌ و نجابت، به‌ كارهاي‌ سازنده‌ و مثبت‌ مي‌پردازند.

دوستي از جنس غير مجاز

آيا اين‌ دوستي‌ها به‌ ازدواج‌ منجر مي‌شود؟

تعداد كمي‌ از اين‌ دوستي‌ها آن هم معمولا در شرايط‌ اضطراري‌ و اجباري‌ اجراي‌ تشريفات‌ قانوني‌ ازدواج‌ منتهي‌ مي ‌شود.

آيا آيندهِ چنين‌ ازدواج‌هايي‌ قابل‌ پيش ‌بيني‌ است؟

ازدواج پيوند عميق‌ ميان‌ دو انسان‌ براساس‌ مودّت‌ و حُبّ شديد است. دو انساني‌ كه‌ واقعيت‌هاي‌ وجودي‌ يكديگر را پذيرفته‌ اند در برابر يكديگر مسئوليت‌ و تعهد احساس‌ مي ‌كنند و در حق‌ هم‌ دلسوزي، فداكاري‌ و ايثار روا مي ‌دارند.

دوستي‌هاي‌ خياباني، عاري‌ از شكوفايي‌ محبت‌ و عشق‌ واقعي‌ است‌ و بيشتر يك‌ پيوند غريزي‌ است. براي‌ پيشگيري‌ از بروز چنين‌ آسيب‌هاي‌ اجتماعي، چه‌ پيشنهاداتي‌ داريد؟

والدين‌ بايد به‌ نيازهاي‌ عاطفي‌ و روحي‌ فرزندان‌ و شيوه‌هاي‌ صحيح‌ پاسخگويي‌ به‌ اين‌ نيازها واقف‌ شوند. از روش‌هاي‌ تربيتي‌ مؤثر در اين‌ زمينه‌ مي‌ توان‌ به‌ اين‌ موارد اشاره‌ كرد: تقويت‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي، معنوي‌ و انساني‌ و سست‌ گردانيدن‌ معيارهاي‌ صرفاً مادي‌ در نظر جوانان، تقويت‌ و توسعه‌ مراكز ورزشي‌ و تفريحي‌ و برنامه ‌ريزي‌ صحيح‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان، ارائه‌ خدمات‌ رفاهي‌ و اجتماعي‌ جهت‌ برطرف ‌كردن‌ كمبودهاي‌ عاطفي‌ كودكان‌ و نوجوانان، پرورش‌ احساس‌ عزت‌ نفس‌  و اعتماد به ‌نفس‌ كودك‌  و نوجوان‌ در خانواده‌ و مدرسه، بهسازي‌ وضع‌ خانواده‌ها از طريق‌ تماس‌ با كارشناسان‌ متخصص‌ در امور خانواده، آموزش‌ مهارت‌هاي‌ حل‌ مسئله‌ به‌ نوجوانان‌  پرهيز از سخت گيري‌ و تنبيه‌ و همچنين‌ اجتناب‌ از آسان‌ گيري‌ در تربيت‌ فرزندان ، تشويق‌ فرزندان‌ به‌ رعايت‌ تعادل‌ و دوري‌ از بي‌ بندوباري، برقراري‌ احساس‌ امنيت‌ در خانواده‌ و جامعه‌ و جلوگيري‌ از بروز اضطراب‌  در نوجوانان‌ و جوانان.

تعارضات خانوادگي و تخريب دختران
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

تعارضات خانوادگي و تخريب دختران

دختر

زن و مرد با انتخاب همسر، سفر پر فراز و نشيبي را آغاز مي‏کند که شمار زيادي از اعضاي جامعه به ويژه نسل‏هاي بعدي را در بر خواهد گرفت. خانواده به مثابه نخستين پايگاه آموزش و پرورش، اساسي‏ترين عامل شکل‏گيري شخصيت و هويت فرزندان مي‏باشد. به همين لحاظ هر گونه نارسايي و يا ناهنجاري در ساختار خانواده مي‏تواند در روند رشد و پرورش کودکان تأثير کاملاً نامطلوبي داشته باشد.

 

امروزه ثابت شده است به همان ميزاني که فضاي خانواده مه‏آلود باشد ، بهداشت رواني فرزندان نيز به همان نسبت در معرض خطر و آسيب قرار مي‏گيرد. در صورتي که خانواده‏ها فلسفه وجودي خود را به بوته فراموشي بسپارند و يا اصولاً ندانند با چه هدفي تشکيل يافته‏اند، چهره مقدس خانواده خدشه‏دار گرديده و ستيزه‏جويي‏ها، مجادله‏ها، طردها و قهرها، تأييدها و تکذيب‏هاي ناروا و نابخردانه بر فضاي خانه بال خواهد گشود و در اين ميان والدين که عهده‏دار مديريت، هدايت و اداره امور خانوادگي مي‏باشند به کلي نقش و نفوذ منطقي و ارشادي خود را از دست خواهند داد.

 

 در يک چنين خانواده‏هايي فرزندان احساس آرامش و ايمني نداشته و با مشاهده نابساماني‏هاي موجود در خانه، مدام نگران آينده‏شان مي‏باشند.

 

در اينجا بايد اين نکته را متذکر شد که محيط و شرايط خانوادگي مي‏تواند عاملي تشويق کننده و يا بازدارنده در زندگي فرزندان باشد. خانواده‏هايي که افراد آن با هم هستند، با هم کار و تفريح مي‏کنند، همياري و در امور مختلف رايزني و اتفاق نظر دارند نوجواناني با اعتماد به نفس بالا خواهند داشت.

 اما کودکان و نوجواناني که در خانواده‏هايي پرتنش همراه با سوءظن و عيب‏جويي‏هاي هميشگي رشد مي‏کنند و بزرگ مي‏شوند در پيدايي و تشخيص هويت خويش دچار سردرگمي و تناقض شده و بسيار شده که به بيراهه مي‏روند.البته دختران به علت آسيب پذيري بالاتر ،تاثير بيشتري مي گيرند. برآورده نشدن نيازهاي شخصيتي و اجتماعي نوجوانان در حد معقول، مشکلات فراوان رفتاري براي آنان و بخصوص دختران نوجوان در پي خواهد داشت.

دختران نوجوان در شرايط نامساعد و ناسازگار خانوادگي فشار بيشتري احساس کرده و در معرض ظلم و آسيب‏هاي بيشتر روحي و رواني نسبت به پسران نوجوان قرار دارند.

در سنين نوجواني که مرحله شکل‏گيري شخصيت و آماده شدن براي ورود به عرصه‏هاي مختلف زندگي است و بايد از حمايت‏ها و راهنمايي‏هاي عاطفي پدر و مادر بهره‏مند گردد، چنانچه يک دختر نوجوان احساس ناامني و بي‏پناهي کند دچار انواع اختلالات رفتاري و شخصيتي خواهد شد.

 

 الگوپذيري کودکان از پدر و مادر آغاز وبه پذيرش نقش‏هاي جنسي در دوران بلوغ و پس از آن مي‏انجامد. با فقدان و يا قطع روابط سالم و اصولي خانوادگي فرآيند هويت‏يابي دچار اختلال خواهد شد.

مشاجرات دائمي ميان پدر و مادر يا ساير افراد خانواده موجب برهم خوردن تعادل عاطفي در دختران مي‏شود و آنان همواره در اضطراب و ترس زندگي خواهند نمود چرا که دائما نگرانند که مبادا اين منازعات و تنش‏ها باعث محروميت‏شان از محبت مادر يا پدر بشود.

 

به همين دليل پدران و مادران آگاه بايد توجه داشته باشند که تشنج در محيط خانوادگي منتهي به تشويش، فشار رواني، ناامني و ميل به افکار ناسالم در دختران نوجوان خواهد شد.

 

تعارضات ميان اعضاي خانواده بر وحدت و يگانگي آن لطمه زده و موجب بروز پرخاشگري و زوال آن مي‏گردد. در چنين خانواده‏هايي، يک دختر نوجوان احساس خواهد کرد که به خانواده‏اش تعلق ندارد، آنها را الگوي خوبي براي تبعيت نخواهد دانست و به رفتارهاي متعارض و ناسازگار کشانده خواهد شد. اهميت اين قضيه آن چنان است که مي‏توان گفت نوجوانان دختر داراي مسائل شخصي و ناسازگاري‏هاي بيشتر عمدتا در خانواده‏هاي پرمشاجره مشاهده مي‏شوند و به همين لحاظ است که بايد دانست در هر دوره و جامعه‏اي که نهاد خانواده رو به ضعف و سستي نهاده، بنيادهاي اخلاقي و اجتماعي در کل جامعه متزلزل خواهد شد و در اين ميان نقش دختران نوجوان به عنوان مادران و همسران آينده، نقشي بسيار مهم و اساسي در شکل‏گيري آينده جوامع خواهد بود.

تقویت اعتماد به نفس در دختران
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

تقویت اعتماد به نفس در دختران

دختر

نتایج تحقیقات بی‌شماری نشان می‌دهند كه دختران در سنین بین 14-10 سالگی به طور محسوسی دچار ضعف اعتماد به نفس می‌شوند (بیكس، 1994) براساس این یافته‌ها، دختران در آغاز سن مدرسه و شروع دبستان از خودپنداره‌ی بالاتر و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به پسران برخوردارند. در حالی كه در طی سال‌های پایانی دبستان و آغاز دوران نوجوانی این نسبت بر عكس شده و دختران دچار ضعف و كاهش اعتماد به نفس می‌شوند. این امر می‌تواند ناشی از نظام آموزشی، دیدگاه‌های فرهنگی و نحوه‌ی تعاملات اجتماعی، درباره‌ی نقش جنسیتِ نوجوانان باشد.

پژوهش‌های متعددی نشان می‌دهند كه دانش‌آموزانِ پسر در مقایسه با دانش‌آموزانِ دختر سؤالات بیش‌تری در كلاس درس عنوان می‌كنند و به جزئیات، بیش‌تر از دختران دقت می‌كنند.

دیبولد (1995)، طی تحقیقی به این نتیجه رسیده كه نوجوانانِ دختر در مقایسه با نوجوانان پسر، بیش‌تر دچار اضطراب، فشار روانی و افسردگی می‌شوند.

یكی از عوامل مؤثر در كاهش اعتماد به نفس و ضعف خودپنداره‌ی دختران، بلوغ جنسی و تغییرات جسمانی آنان است. به طور معمول دختران 2 الی 3 سال زودتر از پسران بالغ می‌شوند؛ و همین امر موجب می‌شود كه آنها با پختگی كم‌تری با این فرایند روبه‌رو شوند.

به عبارت ساده‌تر، یك دختر در 11-10 سالگی مراحل بلوغ خود را طی می‌كند؛ در حالی كه یك پسر در حدود 14-13 سالگی‌ ـ یعنی حدود 3-2 سال بعد از دختر به این مرحله می‌رسد. در  طی این مدت دختران ناگهان با تغییراتِ جسمانی گوناگونی روبه‌رو می‌شوند كه برای آن‌ها محدودیت‌هایی را نیز به همراه می‌آورد. این احتمال وجود دارد كه افسردگی و ضعفِ خودپنداره‌ی دختران ناشی از احساس نارضایتی آنان نسبت به وضعیت ظاهر و تن‌انگاره‌ی خود باشد. زیرا ضعف تن‌انگاره، ازدیاد وزن، و زیبایی ظاهر برای دختران بسیار مهم‌تر از پسران است. در مواردی نیز، دختران نمی‌توانند خود را با این تغییراتِ جسمانی، سازگار كرده، آن را بپذیرند. در نتیجه خودپنداره‌ی آنان لطمه دیده و دچار ضعف اعتماد به نفس می‌شوند.

دكتر اسمیت (1988) می‌گوید: «پسران برای ماجراجویی و قدرتمندی تشویق می‌شوند، در حالی كه دختران برای وابستگی و محتاط بودن‌.» زمانی كه پسری دچار مشكل می‌شود، او را تشویق می‌كنند تا درصدد مبارزه با آن مشكل برآید. در حالی كه وقتی دختری در چنین شرایطی قرار می‌گیرد، با گفتن: «اجازه بده تا كمك كنیم ...» و یا حتی بدتر از آن، «بگذار ما این كار را برایت انجام دهیم ...»، درصدد رفع مشكل او برآیند و این موضوع، مفهومی از احساس «درماندگی آموخته شده» دربردارد. به عبارت ساده‌تر، او را به ناتوانی و وابستگی عادت می‌دهیم. دكتر اسمیت معتقد است كه می‌توان دختر را نیز هم چون پسران افرادی قوی و متكی به نفس بارآورد. وی نكات زیر را به منظور راهنمایی والدین و مربیان یادآور می‌شود:

1ـ اجازه دهید كه دخترتان نیز با شن و خاك بازی كند و از این كه خود را كثیف كند ناراحت نشوید.

2ـ به دخترتان اجازه دهید كه با حیوانات خانگی، پرندگان، ماهی‌ها و لاك‌پشت، ... بازی كند.

3ـ والدین می‌توانند دخترانشان را نسبت به انجام كارهای فنی گوناگون، تشویق كنند و آنان را با وسایل و ابزارآلاتی مثل میخ، چكش، آچار و از این قبیل آشنا سازند. حتی اجازه دهند ضربه‌ای هم با چكش روی دست خود بزنند.

اسموتنی (1995)، توجه به نكات زیر را برای رشد و ارتقاء اعتماد به نفس دختران لازم و ضروری می‌داند:

دختران خود را تشویق به مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌های زنان سرشناس و برجسته‌ی تاریخ، علوم،‌هنر، ورزش و... كنید.

سعی كنید كودكانِ خود را به مشاهده‌ی فیلم‌هایی تشویق كنید كه هم مردان و هم زنان دارای نقش‌های مثبت و سازنده‌ای در آن باشند.

به سؤالات دخترتان به همان میزان كه به سؤالات پسرتان اهمیت می‌دهید، توجه كنید. با آنها درباره‌ی روابط خانوادگی، دوستی‌ها و مباحث مختلف فرهنگی ـ اجتماعی صحبت كنید.

دكتر ایگل و كلمن (1994)، در این زمینه توصیه می‌كنند:

خوب است والدین و به ویژه مادران درباره‌ی تغییرات جسمانی دوران بلوغ با دخترانِ خود صحبت كنند و به آنها آمادگی ذهنی لازم را برای پذیرش این تحولات بدهند؛ شاید از این طریق دختران بتوانند مسئله‌ی بلوغ را هر چه راحت‌تر بپذیرند.

والدین سعی كنند، به دور از تعصبات و تبعیضاتِ مختلفی كه بین فرزندانِ دختر و پسر خود می‌گذارند، خواستار اجرای قوانین و ضوابط خانوادگی شوند.

والدین می‌توانند با تأكید بیش‌تر بر ورزش و تحصیل دختران مانع از كاهش اعتماد به نفس آنان شوند. بعضی از خانواده‌ها و حتی جوامع، با كم اهمیت جلوه‌دادنِ نقش دختران در سازندگی و پیشرفت جامعه، مانع از رشد و تعالی آن‌ها می‌شوند كه با این كار مشكلات و ناهنجاری‌های مختلفی برای دختران به وجود می‌آید. در صورتی كه اگر پدر و مادر، دخترانشان را به ادامه‌ی تحصیل و انتخاب مشاغل مختلف تشویق كنند، می‌توانند موجب رشد و پرورش عزت نفس و اعتماد به نفس آنان شوند. همین‌طور اگر دختران را به ورزش و شركت در گروه‌های مختلف ورزشی ترغیب كنند می‌توانند از یك سو موجب بالا رفتن روحیه‌ی تعاون، همكاری و مشاركت در آنان شوند و از سوی دیگر كمك كنند تا اندامی سالم و برازنده داشته باشند. در طی دوران بلوغ، اكثر دختران از شركت در گروه‌های ورزشی امتناع می‌ورزند. در حالی كه ورزش‌های گروهی نه تنها موجب بالا رفتن تن‌انگاره‌ی آنها می‌شود، بلكه آنها می‌توانند از آن طریق «احساس ارزشمندی» و «خودپنداره» خویش را تقویت كنند.

پدر و مادر باید در طی دوران بلوغ، نسبت به دخترشان علاقه و احساسات بیش‌تری ابراز دارند. گاهی دختران نسبت به والدین خود احساس خصومت و دلخوری می‌كنند؛ در حالی كه با كمی حوصله و صبوری می‌توان روابط عاطفی عمیق‌تری با آنان برقرار كرد.

سعی كنید نگرش و دید دخترتان را نسبت به آینده و اهدافش گسترش دهید. با تشویق آنها به تحصیل، انتخاب شغل، آموزش و غیره می‌توانید راه‌حل‌های جدیدی به وی ارائه دهید. هیچ گاه انتظار نداشته باشید كه دخترانتان پس از چند سال تحصیل در منزل بمانند و با گذران وقت، آینده را به گذشته بدل سازند.

دخترانتان را تشویق كنید تا افكار و عقاید خود را بهتر بشناسند. دختری كه عموماً در خانه ساكت است، در مدرسه هم نمی‌تواند به خوبی صحبت كند. والدین باید در محیط خانه او را به صحبت و اظهارنظر پیرامون مسائل مختلف علمی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تشویق كنند تا آن‌ها راه و رسم صحبت و استدلال كردن را بیاموزند.

به دخترانتان كمك كنید تا ارزش‌های معنوی خود را تعالی بخشند. چنانچه دخترتان بحثی را پیش می‌كشد كه با آن موافق نیستید، زود از كوره در نروید و عصبانی نشوید. بلكه سعی كنید در شرایطی مناسب ارزش‌های خود را برای او شرح دهید و او را از افكار و عقاید خود مطلع سازید. برای مثال وقتی دختر نوجوانتان هنگام صرف شام می‌گوید، والدین دوستش ماهیانه مبلغی معادل سه برابر آن چه را كه او برای خرید لباس دریافت می‌كند، به وی می‌دهند ...، زود ناراحت نشوید. زیرا او به دو دلیل این موضوع را عنوان می‌كند، اول آن كه، می‌خواهد خصوصیات خانوادگی دوستش را برای شما تعریف كند و دوم؛ قصد دارد بفهمد، آیا دادن مبلغ زیادی پول در ماه، بابت خرید لباس،‌ كاردستی است یا نه؟ در این صورت هیچ احتیاجی نیست سر او داد بكشید و عكس‌العمل تندی نشان دهید. زیرا این گونه شرایط، بهترین فرصت، برای درمیان گذاشتن مسائل مالی خانواده است. سعی كنید بدون این كه قصد سخنرانی برای دخترتان را داشته باشید، توضیح دهید كه آن مبلغ پول می‌تواند خرج خوراك یك خانواده در طول ماه باشد. به او این اطمینان را بدهید كه می‌توان با آن مبلغ پول به چیزهای مهم‌تری در زندگی دست یافت.

هم زمان با رشد كودك و ورود او به دوران نوجوانی سعی كنید مسئولیت‌های بیش‌تری به عهده فرزندانتان و البته دخترانتان بگذارید. دقت داشته باشید كه بین آنها به لحاظ انتخاب و یا قبول مسئولیت تبعیض نگذارید. حتی‌الامكان به آنان اجازه بدهید كه در مورد مسائل خودشان شخصاً تصمیم بگیرند. و با هدایت و راهنمایی‌های خود، مانع از لغزش احتمالی آنان شوید.

دیبولد (1995)، می‌نویسد: «هر چند دختران امروز، نسبت به مادرانشان از اتكاء به خود و اعتماد به نفس بیش‌تری برخوردارند، اما هنوز هم در مقایسه با تبعیض‌هایی كه بین فرزندان دختر و پسر گذاشته می‌شود، دچار ضعف‌ها و كاستی‌های زیادی در زمینه خودپنداره و عزت نفس می‌باشند. بررسی‌های مختلف نشان می‌دهند كه دختران برای رسیدن به اهداف دراز مدت خود به تلاش و جدیت بیش تری نسبت به پسران نیازمندند ...، او معتقد است دختران بیش از پسران احتیاج به حمایت و هدایت والدین و مربیان خود دارند؛ زیرا آنها برای آن كه بتوانند به آرزوها و خواسته‌های خود جامه‌ی عمل بپوشانند باید فشارهای اجتماعی بیش‌تری را متحمل شوند. ما باید دختران خود را به بیانِ افكار و اندیشه‌هایشان تشویق كنیم؛ به آنها اجازه اشتباه كردن بدهیم؛ و علاقه‌ی آنها را برای یادگیری رشته‌های مختلف علمی ارج نهیم.

 

پيام پيامبر به دختران
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

پيام پيامبر به دختران

حجاب

بر دختر بودن خود بباليد.

وقتي باور غالب جامعه، «زن» را مايه عار ميدانست و از «دختر» نفرت داشت و حتى آن را زنده به گور ميساخت؛ در چنين محيطي، «اسلام» جايگاه انسانى زن را احياء کرده و او را ريحانه؛ يعني شاخه گلى ظريف مينامد. يکى از ارمغانهاى زيباي پيامبر، شخصيت دادن به دختر و زن ميباشد. بدان حد که پيامبر(ص) ميفرمود :

ـ بهترين فرزندان شما، دخترانتان مي‌باشند.

ـ از خوش قدمى زن، اين است که نخستين فرزندش دختر باشد.

و چون به نبى خاتم بشارت دختر ميدادند، مي‌فرمود:

گلي است که خدا، روزيش مي‌دهد و تامين او با خداست.

بر خود بباليد و از آن دسته دخترانى باشيد که پيامبر درباره  ي ايشان فرمود:

چه خوب فرزندانى اند دختران محجوب!

 

از فرصتها سود جوييد.

فرصت جواني، يک غنيمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتيست.

محمد مصطفى (ص) فرمود:

دنيا ساعتي است. زندگى کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود.

لحظات زندگى را جدّى بگيريد و فرصت جوانى را دريابيد؛ «جواني» يک نسيم رحمت است.آن گونه که پيامبر(ص) مي فرمود :

انّ لربّکم في‌ايام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛

در ايام زندگيتان نسيم‌هاى رحمتى مي‌‌ورزد مراقب باشيد خود را در معرض آن قرار دهيد.»

 

حيا را پاس داريد.

«حيا» سرچشمة همة زيباييهاست و در فقدان حيا، هيچ کار زيبايي انجام نمي شود و هيچ کار زشتى ترک نمي شود.

حيا همان دگرگونى حال و انکسار و دورى گزينى از کار زشت است؛ به خصوص آنکه انسان احساس کند که ناظرى او را مي‌بيند. و آگاهي و نظارت خداوند ، عامل برانگيختن حيا است. رسول خدا(ص) فرمود :

«فاستحيوا اليوم أن يطَّلع الله على شيء من أمرکم؛ شرم کنيد امروز از اينکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»

بزرگترين سرمايه دختر و زن مسلمان «حيا» است که ثمرة آن، مهار شهوت و تضمين عفّت او خواهد بود.

درنگ در نوع برخورد موسى با دختر شعيب و شيوه راه رفتن اين دختر که با حيا آميخته بود، نيز براى شما الهام بخش است.

حجاب

پوشش مناسب را انتخاب کنيد.

پيامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دورى از جلوه گرى و خود نمايي اصرار مى ورزيد و قرآن، همپاى توصيه به مردان در دوري از چشم چرانى و رعايت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نيز توصيه مى کند که ديدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پيشه کنند. به دو آية ذيل دقت کنيد:

1. «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش هاي بلند (جلباب) خود را بر خويش فرو افکنند».

2. «به زنان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پيشه ساخته، دامن خود را از بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براي شوهران و ساير محارم، آشکار نکنند مگر آنچه پيدا است، و روسري‌هاي (خُمُر) خويش را به گريبان ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‌ها پوشيده باشد، و پاهايشان را به زمين نکوبند تا آنچه از زينت پنهان مي‌کنند، معلوم شود».

 

همواره دانش بجوييد

همواره با دانش و علم مأنوس باشيد؛ زيرا «خداوند درجة آنان که ايمان آوردند و آنان که از علم بهره مند شدند، بالا ميبرد». هيچ وقت از ياد گيرى و دانش آموزى خسته نشويد و به فکر فارغ التحصيلي نيفتيد. اين توصيه پيامبر(ص) را همواره به ياد داشته باشيد که مى فرمود:

«چهار چيز است که هر باهوش و خردمندى بايد به آن پايبند باشد؛ شنيدن دانش ، حفظ کردن، نشردادن و عمل به دانش.»

هر ظرفى وقتى چيزى در آن مي گذارند، گنجايش خود را از دست مي دهد مگر ظرف دانش که با افزودن آن، گنجايشش بيش تر مي-شود.

پيامبر(ص) مى فرمود:

«زنان انصار، خوب زنانى هستند! شرم، مانع فقاهت آنان در دين نمي شود.»

بهترين مطالبى که شايسته است دختران جوان ياد بگيرند، چيزهايي است که در بزرگسالى مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعى از آموخته هاى دوران جوانى خود، استفاده نمايند.

 

قدردان والدين خود باشيد.

در خوبى کردن، کرنش و فروتنى به پدر و مادر خود ، کوتاهى نکنيد؛ خوشا به حال کسى که پدر و مادرش را نيکى کند!

شخصي درباره دوست داشتنى ترين کار از پيامبر سؤال کرد و آن حضرت نخست به «گزاردن نماز اوّل وقت» اشاره فرمود و آنگاه از «نيکويى به پدر و مادر » ياد کرد.

روزي خواهر رضاعى پيامبر اکرم(ص) به نزد آن حضرت آمد؛ وقتى به او نگريست، از او شادمان گشت و ملحفه اش را گسترد و او را بر آن نشاند. سپس روى کرد و با او سخن گفت و به صورتش خنديد. آنگاه خواهراش برخاست و رفت و برادراش آمد. رسول خدا(ص) چنين احترامى به او نکرد. لذا به حضورش عرض شد: اي رسول خدا ! با خواهرش رفتارى کردى که با او در حالى که مرد است، چنين نکردي!؟ فرمود:

«چون او نسبت به پدر و مادرش نيکوکارتر از برادرش بود.»

دختران مجرد و ساعت ازدواج
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

دختران مجرد و ساعت ازدواج

بررسی اجمالی علل تجرد در دختران

دختر

همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزند دار شدن، بازنشستگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجه بندی شده سنی برای رویدادهای خاص زندگی، ساعت اجتماعی اطلاق می شود. به موقع یا بی موقع بودن این مساله بر عزت نفس افراد تاثیر بسزایی دارد زیرا افراد خواسته یا نا خواسته به مقایسه اجتماعی از شرایط خود می پردازند و پیشرفت و موقعیت خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کنند. یکی از این الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.

یکی از الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.

ازدواج یک امر جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به یک مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد. بقای نسل و پرورش فرزندان، تحقق آرزوی دیرین کودکی برای پدر و مادر بودن و دستیابی به عالی ترین سطح دوستی و صمیمیمت ، ارتباط گرم  و دوجانبه عاطفی- جنسی و تقسیم کار و همکاری و همراهی در طول زندگی در شمار اساسی ترین کارکردهای تشکیل زندگی مشترک است.

این پیمان در زندگی انسان به خصوص زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انسان را از جهات مختلف به هم پیوند می دهد. از نظر روانشناسی، توانایی در ایجاد یک رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است، به احساس هویت شخصی فرد بستگی دارد هویتی که پایه های آن در دوران پیشین زندگی شکل گرفته است. افرادی که از هویت برخوردارند آماده اند که هویت خود را با فرد دیگری سهیم شوند، این مساله نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی که شریک زندگی یکدیگرند،ایجاد می کند.

وجود روابط آزاد و گسترده جوانان و بدبینی نسبت به انتخاب همسر، بالارفتن هزینه های زندگی همراه با بالارفتن توقعات افراد، سست شدن پیوندهای خانوادگی، تقلیل حمایتهای مادی و معنوی والدین از فرزندان، افزلیش پدیده چند همسری و تعدد زوجین و... از علل عمده ای است که دختران امروزی بااحتیاط زیادی برای ازدواج اقدام کرده و یا آن را دایما به تاخیر می اندازند. اما به راستی تنها این عوامل است که باعث به تاخیر انداختن ازدواج در دختران ایرانی شده است؟چرا امروزه بر خلاف گذشته ازدواج در میان دختران به تاخیر افتاده است؟ عده ای از این دختران تمایلی به ازدواج ندارند و حتی عده ای دیگر از تجرد خویش راضی و خشنود هستند.

این در حالی است که پژوهشهای مختلف نشان می دهد زنان متاهل در مجموع خوشبخت تر و راضی تر از مجردها هستند و احساس شادکامی بیشتری می کنند. همچنین زنان متاهل نسبت به دختران مجرد از استرس کمتری رنج می برند زیرا ازدواج امنیت خاطر فراوانی برای زنان به همراه دارد و این مساله احتمالا به علت حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج موفق، به چشم می خورد.

 

عوامل بازدارند ازدواج در دختران

1-  ایجاد ناهماهنگی تحصیلی بین دو جنس: با توجه به گسترش روز افزون تعداد دختران تحصیل کرده و از طرف دیگر تمایل پسران برای ورود سریع تر به بازار کارو امتناع از ادامه تحصیلات دانشگاهی، موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشم گیری یابد و همین مساله باعث شده که بسیاری از از دختران حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایین تر از خودشان نباشند. نتیجه چنین ناهماهنگی چیزی جز تجرد دختران نخواهد بود.

2- میل به ادامه تحصیل در دختران: با تغییرات چشم گیر فرهنگی و اجتماعی که در سالهای اخیر در جامعه ما شکل گرفته، عده کثیری از دختران مانند گذشته نمی خواهند نقش واحد و یک بعدی را در جامعه ایفا کنند، مثلا فقط نمی خواهند در خانواده نقش یک همسر و مادر را ایفا کنند بلکه تمایل زیادی به ادامه تحصیلات، کسب مدارج بالای علمی و به دنبال آن دستیابی به موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی بالا هستند. همین مساله باعث شده که تمرکز بسیاری بر ادامه تحصیلات تا مدارج بالاتر داشته و برای نیل به این خواسته فرصتهای ازدواج را نادیده گرفته و بیشتر به دنبال استقلال فردی خویش باشند.

3- بدبینی نسبت به مردان: مسلما در زندگی زناشویی، فردی که بیش از دیگری عشق و محبت را طلب می کند، زن است. زنان به طور عمده برای دستیابی به یک رابطه عمیق عاطفی برای ازدواج اقدام می کنند و این در حالی است که با ایجاد برخی تغییر و تحولات در جامعه کنونی ما بسیاری از دختران جامعه ما شاهد اتفاقات تلخ در زندگی اطرافیان و دوستان خویش مانند گرایش برخی از مردان به تعدد زوجین و یا اقدام به عقد موقت، باعث شده که دسته ای از دختران این اقدامات را به اشتباه به همه مردان تعمیم داده و از ازدواج سر باز زنند و به این باور اشتباه می رسند که همه مردان قابل اعتماد نبوده و به زندگی زناشویی خود وفادار نمی مانند.

4- منطق افراطی: احساس و منطق دو وجهه مهم طبیعت انسانی است که در امور مختلف زندگی باید به هر دو این مقوله ها پرداخته شود و هیچ یک  از آنها نباید نادیده انگاشته شود و یا مورد توجه بیش از حد قرار گیرد. در برخی از دختران مشاهده میشود که غلبه افراطی منطق بر احساس و حسابگری شدید، موجبات تجرد یا ازدواج دیر هنگام آنها را ایجاد کرده است.این دسته از دختران خواستگاران خود را بیش از حد مورد ارزیابی های موشکافانه قرار می دهند و دایما مراقبند که مساله ای از نظر آنها جا نیفتاده و تصمیمی ناپخته و نسنجیده نگیرند.

البته در بیان علل تجرد دختران به عوامل بیشتری می توان پرداخت اما به نظر میرسد که مولفه های یاد شده بیش از دیگر عوامل مهم بوده و دارای فراوانی و شیوع بیشتری است.

بیشتر دخترانی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، رویکرد خاصی نسبت به زندگی دارند. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است.

در ضمن باید به این نکته توجه داشت که دختران مجرد از گروههای آسیب دیده و یا گروههایی که واجد برخی خصوصیات ظاهری و روانی خاص هستند، محسوب نمی شوند بلکه تجرد بیشتر این دختران به ویژه آنهایی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، ناشی از رویکرد خاصی است که به زندگی دارند و به همین علت آنها را از افراد دیگر متمایزو متفاوت می سازد. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است. پاره ای از مطالعات نشان داده است دخترانی که در دوره کودکی و نوجوانی، نسبت به همسالان خود از هوش و استعداد بالایی برخوردارند، در دوران جوانی نتوانستند همسر مناسبی برای خود انتخاب کنند.

اگر چه این ویژگی ها در بین بیشتر دختران مجرد تا حدودی مشترک است، اما شدت این ویژگی ها در بین این دسته از دختران متفاوت است و بسیاری از دختران مجرد، این صفات را فقط در دامنه محدودی از رفتارهای خود آشکار می سازند.

کنکاشی در علت درگذشت ناگهانی حضرت معصومه
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

کنکاشی در علت درگذشت ناگهانی حضرت معصومه

حضرت معصومه علیهاالسلام

چنانکه می‌دانید حضرت معصومه علیها‌السلام در پناه برادرش زندگی می‌کرد، زیرا پدرش در زندان بود. هنگامی که یگانه برادر و پناهگاهش از روی اکراه به خراسان رفت، یک سال در مدینه بدون برادر زندگی کرد، ولی کاسه صبرش لبریز شده و تصمیم گرفت به خاطر دیدار برادر، سفر دور و دراز بین مدینه و خراسان را بپیماید، سرانجام همراه کاروانی از بستگانش، مدینه را به قصد خراسان ترک کرد و با یک جهان اشتیاق و امید، بلکه پس از یک سال دوری برادر و سرپرستش، به فیض زیارت او نایل شود، ولی در ساوه بیمار شد....

 

چه چیزی موجب بیماری آن حضرت شد؟

بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته‌اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه علیهاالسلام و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه علیهاالسلام در این جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه‌اش زینب علیه‌السلام وقتی که بدن‌های پاره پاره آنها را که 23 تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم شد و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.

و در روایت دیگر آمده: هارون بن موسی بن جعفر علیه‌السلام همراه 23 نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه علیه‌السلام بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهل بیت علیه‌السلام به هارون که در حال غذا خوردنه بود، حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند.

نقل شده: در غذای حضرت معصومه علیه‌السلام زهر ریختند و آن بانوی گرامی، مسموم گشته و بستری شد و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید و این روایت یا زخمی شدن حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر نویسنده صحیح‌تر است. مطابق نقل بعضی، مسموم کردن آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.

 

زمین حرم مال چه کسی بوده و چه کسی ایشان را دفن کرد؟

زمینی که آستانه حضرت معصومه علیهاالسلام در آن واقع است، بابلان نام داشته و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملک‌های موسی بن خزرج بوده است، این زمین را موسی بن خزرج که هم مهمان‌دار حضرت معصومه علیهاالسلام بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.

آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه علیه‌السلام قرار دهند، پس از آنکه جنازه مطهر آن بی بی بزرگوار را غسل داده و کفن کردند، ‌آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل سعد گفت‌وگو شد که چه کسی داخل قبر شده و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام «قادر» که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود داخل قبر شود آن گوهر پاک را دفن کند.

چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند، همین که به نزدیک رسیدند، از مرکب خود

حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه علیه‌السلام نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید که آنها چه کسی بودند.

 

حرم را چه کسی ساخته است؟

آنگاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تاهنگامی که حضرت زینب علیهاالسلام دختر امام نهم علیه‌السلام وارد قم شد و قبه‌ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.

بعد از مدتی ام محمد دختر موسی پسر امام جواد علیه‌السلام وفات کرد، جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپردند.

مدتی بعد، میمونه خواهر ام محمد وفات کرد، او را نیز در کنار مرقد حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپردند و قبه‌ای جداگانه بر روی قبر آن دو بانو، بنا کردند سپس بْریهیه دختر موسی بن امام جواد علیه‌السلام وفات کرد، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.

 

چه کسی از امام زادگان در حرم مدفونند؟

مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه علیه‌السلام مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد علیه‌السلام، ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع علیه‌السلام و ام حبیب کنیز محمد بن احمد بن موسی مبرقع علیه‌السلام.

بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان و منسوبین به امامان علیه‌السلام در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده‌اند از این رو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه علیه‌السلام را زیارت می‌کنند، از آنها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد:

«اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ یا بَناتِ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ؛

سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد.»

 

منابع و مآخذ

بحار الانوار ج6 و84و57  -  امالی شیخ مفید - امالی شیخ طوسی ج1  -  اصول کافی ج1  -  کریمه اهل بیت علیه‌السلام، علی اکبر مهدی‌پور  -  حیات سیاسی امام رضا علیه‌السلام، مرتضی جعفر عاملی  -  ریاحین الشریعه، شیخ ذبیح الله محلّاتی  -  تاریخ قم، ناصر الشریعه  -  مستدرک السفینه البحار، نمازی /ج8

مهمان توام بانو
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

مهمان توام بانو

 دهه کرامت، ویژه نامه، ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)،سایت تبیان
 
آن روز

اولین روز ماه ذیقعده بود. صدای مؤذن از سمت مسجدالنبی شنیده می‌شد. در خانه امام موسی كاظم علیه‌السلام همه چشم به راه آمدن فرزندی بودند. خدمتكاران، دور تا دور نجمه خاتون نشسته بودند و او را دلداری می‌دادند.

ـ به زودی به دنیا می‌آید.

ـ ‌نگران نباشید!

نجمه خاتون به دیوار تكیه داده بود و زیر لب ذكر می¬گفت. امام کاظم علیه‌السلام به همراه فرزندش امام رضا علیه‌السلام به مسجدالنبی رفته بودند. لحظات به كندی می‌گذشت و نجمه خاتون از درد، دندان‌هایش را به هم فشار داد.

آسمان سیاه، ستاره را نورانی‌تر از پیش نشان می‌داد. امام موسی كاظم علیه‌السلام به خانه برگشت و باز قرآن خواند. ساعتی از شب گذشته بود كه صدای نوزادی در خانه پیچید. همه با خوشحالی به هم تبریك گفتند. نوزاد را به برادرش نشان دادند. امام‌رضا علیه‌السلام به چهره خواهرش نگاه كرد. امام موسی كاظم علیه‌السلام نوزاد را بغل گرفت و نام معصومه را برای او برگزید

 

امروز

بانو! چمدان خستگی‌هایم را بگیر و زمین بگذار؛ می‌خواهم برای دیدنت قد راست كنم.

كبوترها دور گنبد و گلدسته‌هایت می‌گردند و من سرسپرده شالها و چراغهای سبز بالای ضریحم.

حرم؛ نقطه تلاقی همه دردها و درمانها.

حرم؛ دری كه رو به بهشت باز می‌شود.

حرم؛ آشیانه كبوترها و یاكریم‌های غریب.

وقتی با توام، حالم خوب است؛ حتی غروبهای دلتنگ و نفس‌گیر.

چراغهای گنبد و گلدسته‌ها، قطب نمای قم‌اند و همه كوره راه‌های تاریك،‌به روشنای حرم می‌رسند.

مهمان توام بانو؛ آب و گلابی را كه به من تعارف می‌كنی، به هیچ ثروتی نمی‌دهم.

گلدسته‌هایت دعا می‌كنند برای همسایه‌هایی كه محتاج اجابت‌اند.

غریبانه
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

غریبانه

تصاویری هوایی حرم حضرت 
معصومه(س)

 

گفتــه بـودن به خدا به قدری معصومه دلت

که تُو هر جای حرم انگاری معلومه دلت

گفته بـودن کـه بـاید پیش تو دل‌خسته اومد

مث مرغای غریبِ بال و پـر بـستـه اومد

گــفــتــه بــودن کــه بــیام درد دلامو رو کنم

فــقــط از تــو طــلــب عـزّت و آبــرو کنم

این منم مسافری از کوچه‌های سوت و کور

کوله‌بارم پُره از رودخـونـه‌هــای بــی‌عبور

اومـدم کــه عـصمـتـت شامل حال من بشه

اومدم که اسمت آویــز خـیــال مـن بشه

اومدم کـه با نـگات روحــمــو دلــداری بــدی

مرهمی همیشگی به زخمای کاری بکن

می‌گــن اسمــت مث بارون دلارو تر می‌کنه

می‌گن عصمت تو دل‌هـا رو کبوتر می کنه

اگـه فــرصــتـی کــنی و مـنـو قــابل بدونی

دسـت مـهـربـونـتو مهـمون این دل بدونی

با خیال تو پریشونی مـو بـیــرون می‌کـنــم

دلمـو بـه یاد خـوبـی‌هات چراغون می کنم

دسـتــای خــالــی مــن مــنـتـظــر جـوابته

دل مـن مـنـتــظـر بـــارش بــی حـسـابـتـه

قَسَمِت می خـوام بــدم بــه غربت برادرت

بــه تـــبـــر‌ّک قـــشـنــگ تــربــت بــرادرت

قَسَمِت می‌خوام بدم بــه زائــری حــرمت

به بزرگـی و صداقـتـت، بــه مِهـر و کــرمـت

قسمت می‌دم به عزّتت که دستمو بگــیر

قسمت می‌دم که دست دل خسته‌مو بگیر

بارگاه قدس
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

بارگاه قدس

حرم حضرت معصومه 
علیهاالسلام

 

 

هر كس كه با جلال تو عهدی جمیل بست

پیوسته دل به ذكر خوش «یا جلیل» بست

هر زائـری كـه پـای ضریـحت دخـیل بـست

بــال دعـــا بــه بــال و پــر جـبـرئیل بست

ایـنـجـا فــرشـتـگـان خــدا بـــال مـی‌زنـنـد

مُـــهـر تو را به نامـــه اعمــال مــی‌زنـنـد

ای آن‌كــه نـیـسـت از تو كسی سرفرازتـر

خـــوش‌خــوتــر و كــریــم‌تـر و چاره‌سازتر

نـشنـیـده‌ایـم از تــــو در خــانـــه بــازتــــر

پـیـدا نــمی‌شود ز تـــو مــهــمــان نوازتر

شـرمــنــده‌ایـــم از تــو و مهمان نوازی‌ات

ای شهـــره زمـین و زمان چاره سازی‌ات

ای آسـتــان تـــو حــــرم كــبــریــا شــده

وی خــاك آســتــانــه تــو مــاسـوا شده

ای فرش آستانـه تـــو شــهـــپــر مـــلـك

وی خــاك راه تــو بــه نــظــر كیمیا شده

ای كــعــبــه امــیـــد خلــایـق كه درگهت

رشك مــنی و مـروه ز لطف و صفا شده

ای زائر حـریــم تـــو در بـــارگـــاه قـــدس

مشمول فـیض و رحمت بی منتها شده

ای در تـــو مـــات چــشــم خدابـینِ اولیا

آیــیــنـــه تــمـــام نـــمــای خــدا شده

معصومه شفیعه تویی اِشـفـعـی لـنـــا

ای شهره در شفاعـت اهــل بــلا شده

گویم مدیح تو كه ز لـــطف تــو تـــاكنــون

بر روی مــن هــزار درِ بــسـتـه وا شده

گلهـــای طــبــع من زنســیــم عـنـایتت

خرم شـده، شكفـتـه شده، دل‌ربا شده

تا بارگاه تـو حــــرم اهــــل‌بــیــــت بـــاد

مـا را اگـر غـمـی است غم اهل‌بیت باد

 

ماه بانو
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

ماه بانو

حضرت معصومه 
علیهاالسلام

 

 

مـاه بـانو بـه شب دهكده نازل شد و بعد

سهمش از بركت ده زهر هلاهل شد و بعد

ابـر شـد آمـد و بـاریـد بـه اقـبــال كــویــر

خـاك لـم‌یـزرع ایـن ناحیه هم گل شد و بعد

دری از نور به این سمت گشود از ملكوت

شهـر بــا آمــدنـش نقـل مـحافل شد و بعد

آسمــان یــا حــرم كــوچك بانوی غریب؟

قـصـه حـور و پـری قـصـه دل دل شـد و بعد

قرعـه افتاد به نام من و همسایگی‌اش

و دلــم وارث سـرمــایــه دعــبل شد و بعد

 

زینب امام رضا
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

زینب امام رضا

نگاهی به زندگی حضرت معصومه علیهاالسلام

حضرت معصومه عليهاالسلام

 

اشاره

دانم این را که بهشت است و ندانم لیکن  قبر معصومه علیهاالسلام بُوَد یا حرم فاطمه علیهاالسلام است.

صدای شادی افلاکیان از کوچه پس کوچه‏های مدینه به گوش می‏رسد. از خانه ساده و با صفای امام کاظم علیه‏السلام، نوری به آسمان برخاسته است. ستاره‏ها نورانی‏تر شده‏اند و ماه، همچون خورشید می‏درخشد. صدای گریه‏ای سکوت آسمان‏ها را شکسته، انتظار عاشقانه پدری را به پایان رسانده، و لب‏های پر از نور پیشوای هفتم را به لبخند زینت داده و بر اماممان، حضرت رضا علیه‏السلام همدمی بخشیده، تا زینبی دیگر برای حسینی دیگر باشد. آری، مدینه از شمیم فاطمه معصومه علیهاالسلام معطر شده است.

 

پایان انتظار

با توجه به اینکه امام صادق علیه‏السلام پیش از ولادت امام کاظم علیه‏السلام از ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام خبر داده بود، خاندان ولایت بیش از 45 سال، در انتظار به دنیا آمدن این بانوی والا مقام بودند. آنچه این انتظار را عمیق‏تر می‏کند این است که مادر حضرت رضا علیه‏السلام و حضرت معصومه علیهاالسلام، حضرت نجمه بود که در طول زندگی، دو فرزند بیشتر به دنیا نیاورد. امام رضا علیه‏السلام 25 سال پیش از حضرت معصومه علیهاالسلام چشم به جهان گشوده بود، بنابراین حضرت نجمه و امام رضا علیه‏السلام در طول این مدت در انتظار آن بانوی گرامی به سر می‏بردند.

 

زمان تولد

در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه علیهاالسلام اختلافات عمده‏ای وجود دارد که اصلی‏ترین عامل آن، خفقان حاکم بر ضد شیعیان و تقیه آنها بود. همچنین، منعکس نشدن تاریخ تولد و وفات بانوان اهل بیت عمومیت دارد، به طوری که تاریخ شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام، مدفن حضرت زینب علیهاالسلام، تولد و وفات ام کلثوم علیهاالسلام، مادران همه امامان از امام زین العابدین علیه‏السلام تا امام عصر علیه‏السلام و دختران امامان از امام حسن علیه‏السلام تا امام عسکری علیه‏السلام کاملاً ناشناخته مانده است. با این حال، در میان محققان درباره تولد حضرت معصومه علیهاالسلام دو نظر وجود دارد: گروهی معتقدند تولد وی در سال 183 اتفاق افتاد، و گروهی به 173 اعتقاد دارند. نظر دوم طرفداران بیشتری داشته و از ابهام کمتری برخوردار است.

مادر حضرت رضا علیه‏السلام و حضرت معصومه علیهاالسلام، حضرت نجمه بود که در طول زندگی، دو فرزند بیشتر به دنیا نیاورد. امام رضا علیه‏السلام 25 سال پیش از حضرت معصومه علیهاالسلام چشم به جهان گشوده بود، بنابراین حضرت نجمه و امام رضا علیه‏السلام در طول این مدت در انتظار آن بانوی گرامی به سر می‏بردند.

مادر حضرت معصومه علیهاالسلام

حضرت معصومه علیهاالسلام و امام رضا علیه‏السلام، هر دو از یک مادر به نام نجمه (ستاره) به دنیا آمده‏اند. در کتاب‏های تاریخی برای مادر حضرت ده‏ها نام و لقب ذکر شده است که عبارت است از: نجمه، تُکْتَم، طاهره، ام‏البنین، سمانه، خیزران و.... مادر فاطمه معصومه علیهاالسلام در روزگار خود بهترین زنان بود، از همین روی و بر اساس رؤیای صادقه‏ای که

یا فاطمه معصومه

 حمیده، مادر امام کاظم علیه‏السلام دیده بود، نجمه را به عقد امام کاظم علیه‏السلام درآورد. حمیده خود بارها به امام کاظم علیه‏السلام درباره نجمه سفارش می‏کرد و می‏گفت: «پسرم! نجمه بانویی است که هرگز بهتر از او ندیده‏ام». این چنین شخصیتی، این قابلیت را داشت که بذر آسمانی هشتمین پیشوای شیعیان را در جان پاکش پرورش دهد.

 

عصری که او شکفت

دورانی که به شکفتن فاطمه معصومه علیهاالسلام انجامید، هم زمان با امامت امام موسی بن جعفر علیه‏السلام بود که در سال 148 به امامت رسید و 35 سال به امامت پرداخت. خلفای بنی عباس در این دوران آن چنان عرصه را بر امام و شیعیان تنگ کردند که راویان به هنگام روایت نمی‏توانستند به صراحت از نام حضرت یاد کنند و ناگزیر کنیه‏های حضرت مانند ابی ابراهیم و ابی الحسن و القاب وی مانند عبد صالح، عالم و... را به کار می‏بردند. هارون، آن گاه که به حکومت رسید، حضرت را زندانی کرد و گاهی ایشان را آزاد می‏کرد و دوباره زندانی می‏ساخت. این وضع تا چهارده سال ادامه یافت. در چنین زمانی، زمان تولد حضرت معصومه علیهاالسلام فرا رسید.

 

حضرت معصومه علیهاالسلام و مبارزه با بنی‏عباس

امام رضا علیه‏السلام خواهران فراوانی داشت، ولی در میان همه آنها، حضرت معصومه علیهاالسلام با ابعادی متفاوت، سفری را در پیش می‏گیرد که همان ویژگی سفر حضرت زینب علیهاالسلام را دربردارد. در آن مرحله از تاریخ، حضرت معصومه علیهاالسلام همان رسالتی را به عهده داشت که حضرت زینب علیهاالسلام بعد از ماجرای خونین کربلا عهده دار آن شده بود؛ زیرا در آن روزگار، ظلم و خفقان دستگاه بنی عباس در همه جا سایه افکنده بود و حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرش احمدبن موسی علیه‏السلام و چند تن دیگر، تنها شخصیت هایی بودند که از توطئه بنی عباس آگاهی داشتند و عواقب آن را پیش بینی می‏کردند. بدین جهت، حضرت معصومه علیهاالسلام برای افشای چینین خیانتی عازم شهرهای ایران شد و به افشاگری بر ضد آنان پرداخت.

معرفی نرم افزار کریمه اهل بیت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

معرفی نرم افزار کریمه اهل بیت

کریمه اهل بیت نام نرم‌افزاری است که به نشان ارادت به ساحت حضرت معصومه علیه السلام ساخته شده است.

در نرم‌افزار کریمه اهل‌بیت(ع) بخش‌های متنوعی درباره زندگی حضرت معصومه‌(س) از تولد تا رحلت ایشان ارائه شده است.

در بخش زیارت، زیارت امام کاظم(ع)، زیارت امین‌الله، زیارت عاشورا، زیارت امام رضا(ع)، زیارت جامعه و زیارت وارث و زیارت حضرت معصومه همراه با ترجمه و شرح زیارت و فضیلت و آداب زیارت ارائه شده است.

در بخش حکایت، بیست حکایت مربوط به زندگی حضرت معصومه(س)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) در اختیار کاربران قرار گرفته است.

نغمه که بخش دیگری از این نرم‌افزار می‌باشد شامل 32 قطعه مولودی، 35 قطعه مدیحه و 39 قطعه مرثیه از مداحانی هم‌چون حاج حسن باقری، حاج احمد پناهیان، سید مهدی میرداماد، حاج محمود کریمی و ... در مورد حضرت معصومه(س) می‌باشد.

زندگی‌نامه بخش دیگری است که در آن زندگی حضرت معصومه(س) از ولادت تا وفات آن حضرت و تاریخ قم به نمایش درآمده است.

در بخش کرامت یک‌صد و چهل و پنج کرامت معتبر از علما، خدام و زوار آن حضرت نقل شده است.

گوناگون بخش متنوعی است که شامل سرگرمی‌های متنوع و جذاب از مشاهیر، کلمات متقاطع، جدول کلمات بهم ریخته، کلمات مزدوج، جورچین، چند قطعه فیلم از حرم مطهر حضرت معصومه(س) در خصوص ورود آن حضرت، خطبه‌خوانی، نقاره‌خانه، آیین غبارروبی، شمع‌گردانی نظافت، کرامت و رحلت آن حضرت می‌باشد.

هم‌چنین این بخش شامل حدود 1000 قطعه عکس درخصوص مرقد مطهر، اداره تولیت، آیین‌های ویژه بارگاه آن حضرت، اماکن متبرکه، امام‌زاده‌ها، مشاهیر و ... می‌باشد.

دیوان اشعار قسمت دیگری است که برای استفاده کاربران در این نرم‌افزار تعبیه شده است و شامل 214 قطعه شعر در غالب غزل، قصیده، دوبیتی و مثنوی می‌باشد.

در بخش کتاب‌شناسی، بیش از 50 جلد از کتاب‌های مربوط به زندگی حضرت معصومه(س) به تفکیک عنوان، نویسنده، موضوع و تاریخ قم با ذکر شناسنامه کتاب و با 1000 موضوع فرعی برای استفاده علاقه‌مندان تهیه شده است و در نهایت بخش آستانه به معرفی بخش‌های مختلف آستانه اعم از مرقد مطهر، مقبره‌ها، آیین‌های ویژه، موزه، کتابخانه، اداره تولیت، موقوفات و اماکن متبرکه می‌پردازد.

جالب توجه آنکه محتوای این نرم افزار در محیط وب نیز متشر شده است که می‌توانید در آدرس kareymeh.valiasr-aj.net آن را ببینید.

فهرست محتوای این بسته

-  اعمال و آداب و متن زیارتنامه همراه با ترجمه و شرح و فضیلت زیارت حضرت معصومه (س)

-  بانک پرسش و پاسخ از مراکز مختلف نسبت به احوالات و پیرامون حضرت فاطمه معصومه (س)

-  كتابخانه دیجیتالى با بیش از 50 عنوان کتاب و 1000 ریزموضوع و همچنین بانک جامع مقالات

-  بیش از یکصد و بیست کرامات از حضرت فاطمه معصومه (س) منقول از علماء، خدام، زوار و ...

-  نزدیک به یکصد شعر و قطعه ادبی از بزرگان و علماء و شعراء در مدح و وصف حضرت

-  معرفى کتابهای مربوط به زندگی حضرت معصومه (س) به تفکیک عنوان، نویسنده و ناشر و همچنین فهرست کتاب و ... با امکان دسترسی به معرفی مختصر و فهرست کتابها

-  معرفی زندگینامه حضرت از ولادت تا وفات

-  شامل صدها فایل صوتی در بخش های مولودی و مدیحه سرائی و مرثیه خوانی و سخنرانی بزرگان و علماء راجع به حضرت به همراه فیلم هایی از غبارروبی ، ضریح و مراسم نقاره زنی و مجالس حرم مطهر و چند نمونه کرامت و ...

- گالری متنوعی از تصاویر مرتبط با ولادت و ضریح و حرم مطهر و تصاویر قدیمی شهر قم و وفات حضرت فاطمه معصومه (س)

-  این نرم افزار بصورت نسخه تحت وب نیز ارائه شده است. آدرس سایت اینترنتی: http://kareymeh.valiasr-aj.net

-  قیمت نرم افزار: 35,000 ریال

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

حضرت معصومه عليهاالسلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی¬اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین

30 نکته کوتاه برای شناخت حضرت معصومه
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

30 نکته کوتاه برای شناخت حضرت معصومه 

حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

 

1- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بعد از امام رضا علیه‌السلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گران‏سنگ‏ترین آنها به شمار می‏آید.

 

2- موقعیت معنوی

امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

 

3- فقاهت

روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند.

 

4- اهل حدیث(محدث)

در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

 

5- تولد و وفات

حضرت معصومه علیهاالسلام در روز یکم ذوالقعده سال 173 هجری قمری در شهر مدینه تولد یافت و پس از 28 سال زندگی پر برکت در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر بزرگوارشان امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه بیمار شد و سرانجام در روز دهم ربیع‏الثانی سال 201 هجری قمری در شهر قم به جوار حق تعالی شتافت.

 

6- پدر و مادر

پدر گرامی حضرت معصومه علیهاالسلام امام هفتم شیعیان جهان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و مادر مکرمه‏شان نجمه خاتون از بانوان با فضیلت و اهل تقوا و مادر امام رضا علیه‌السلام می‏باشد.
امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

7- زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

از امام رضا علیه‌السلام نقل شده کسی که حضرت معصومه علیهاالسلام را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت می‏شود.

شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر

حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.

 

8- تنها برادر تنی

امام رضا علیه‌السلام تنها برادر تنی حضرت معصومه علیهاالسلام است. مادر آن بزرگواران نجمه خاتون است. آنها تنها فرزندان این بانوی مکرم هستند. حضرت معصومه علیهاالسلام 25 سال بعد از تولد برادر گرامیش پا به عرصه وجود گذاشتند.

 

9- مسافرت

حضرت معصومه علیهاالسلام به منظور دیدار برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام با کاروانی متشکل از پنج تن از برادران و تعدادی برادرزادگان و گروهی دیگر، راهی خراسان شدند. در بین راه در شهر ساوه، آن حضرت بیمار شد. پس از آگاهی اهالی قم از ورود کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام به ساوه، گروهی از آنان به این شهر آمدند و حضرت را با احترام به شهر قم بردند.

 

10- محراب عبادت

هم اکنون محراب عبادت حضرت معصومه علیهاالسلام در زمان اقامت 17 روزه‏اش در شهر قم، به نام بیت‏النور موجود است و زیارتگاه مردم و دوستان آن حضرت می‏باشد.

 

11- رحلت

حضرت معصومه علیهاالسلام در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه مریض شدند. آنگاه به اتفاق نمایندگان اعزامی اهالی قم، وارد این شهر شدند و مورد استقبال گرم مردم این دیار قرار گرفتند. سرانجام پس از 17 روز بیماری در سن 28 سالگی به جوار رحمت ایزدی نائل آمدند.

در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

12- تشییع جنازه

پس از اعلام خبر رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را تشییع کردند و در محل فعلی حرم، که آن روز در خارج شهر بود و به موسی بن خزرج تعلق داشت با احترام زایدالوصفی دفن کردند.

 

ضریح حضرت معصومه علیهاالسلام

13- کرامات

تاکنون کرامات زیادی نصیب کسانی که حضرت معصومه علیهاالسلام را به شفاعت و توسل به درگاه خدا برده‏اند، شده است. و به احترام آن حضرت خداوند خواسته‏های آنها را اجابت کرده است که شرح آنها در جای خود ثبت و ضبط شده است.

 

14- زیارتنامه

حضرت معصومه در میان امامزادگان، از امامزادگان نادری است که برایش زیارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم علیه‌السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.

 

15- محل اقامت

میزبان حضرت معصومه علیهاالسلام در مدت 17 روز اقامت و زندگی آن حضرت در شهر قم، جناب موسی بن خزرج، پس از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام، محراب عبادت آن بزرگوار را به همان حالت باقی گذاشت و خانه مسکونی خویش را به احترام حضرتش به مسجد تبدیل کرد.

 

16- لقب

لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا علیه‌السلام به دلیل مراتب تقوی و پرهیزگاری ـ تنها به فاطمه معصومه علیهاالسلام در میان دختران حضرت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام ـ اعطا گردید؛ خانمی که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسیاری از ساعات زندگی‏اش، به عبادت و راز و نیاز با خدا سپری شد.

 

17- ثواب زیارت

در روایات چندی از قول ائمه اطهار علیه‌السلام؛ حضرت امام صادق علیه‌السلام، امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام بر زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام تصریح شده است و در روایتی زائر آن حضرت را در صورت معرفت حق او، سزاوار بهشت می‏داند.

 

18- حرم و بقعه

پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت 100 سال این سایبان وجود داشت. پس از آن دختر امام جواد علیه‌السلام، قبه‏ای آجری بر روی آن ساخت. در سال 529 هجری قمری، شاه بیگدر، قبه‏ای مجلّل با کاشی کاری نفیس بر فراز آن ساخت. تا اینکه در سال 925 هجری قمری توسط شاه اسماعیل، بقعه کنونی بنا گردید.

 

19- تحول شهر قم پس از ورود

شهر قم در اواخر قرن اول، با ورود تعدادی از شیعیان کوفه بتدریج مذهب شیعه را پذیرفت و به عنوان یک شهر شیعی معروف گشت. ولی با ورد حضرت معصومه علیهاالسلام به قم، فصل نوینی در اهمیت این شهر در گسترش اسلام و مذهب شیعه گشوده شده.
پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت 100 سال این سایبان وجود داشت.

20- تحول حوزه علمیه قم پس از ورود

از اوائل قرن دوم شهر قم، محلی برای پاسخگویی به مسائل فقهی شیعه و مأمنی برای علویان، راویان، محدثان و فقهای شیعه بوده است. با ورود حضرت معصومه علیهاالسلام به این شهر، و قرار گرفتن مدفن آن بزرگوار در آن، زمینه
حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

 گسترش بیشتر فرهنگ تشیع و فقه آل محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله پدید آمد و بدنبال آن حوزه علمی ـ فقهی قم توسعه یافت و مرکزی برای نشر و اشاعه اسلام و مکتب شیعه گردید.

 

21- کلام نور

رهبر معظم انقلاب فرمود: حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.

 

22- گلی باشکوه از گلستان نبوت و امامت

او چون کوثری در کویر، خط سبز سعادت و رستگاری ترسیم کرده و چون روحی در پیکر سرزمین مقدس قم حلول کرده و دلهای عاشق را از گوشه و کنار به سمت این شهر کشانده است از قدم او قم عزیمت یافته و از وجود او لحظه به لحظه بر شرافت قم افزوده می‏شود.

قم گشته از شرافت معصومه با صفا            چون روضه بهشت برین گشته پرضیا

شاهان به درگهش همه آورده التجا          بی‏شک که می‏رود به بهشت از ره عطا

 

23- هجرت

به شوق دیدار نور تابان دیار طوس رهسپار سفر شد، رنجها برد و سختیها کشید تا اینکه پس از روزها و هفته‏ها به دیار ساوه رسید. سفری بدین دور و درازی و با مشکلات فراوان بر گلی که در حسرت دیدار نور قد خمیده، بسیار سخت است. حضرت بیمار شده از مقدار مسافت تا مأمن آل طه پرسید گفت: ده فرسخ. فرمود: مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمود قم مرکز شیعیان ما می‏باشد پس کاروان بطرف قم در حرکت شد.
حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.

24- میهمانی با عظمت

چون کاروان دیدار نور به نزدیکیهای شهر قم رسید، آل سعد همگی برای استقبال به پیشواز آن بانوی با کرامت رفتند تا او را به گرمی به عش آل طه دعوت کنند در آن میان موسی بن خزرج زمام اشتر حضرت را گرفت و به طرف خانه‏اش آورد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیرائی نمود.

 

25- عبادتی خالصانه

بعد از سکنی گزیدن حضرت معصومه در شهر قم تا وفات آن حضرت 17 روز طول کشید در این مدت، بسیار آزرده خاطر بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش بود از هجر پدر و فراق برادر می‏گریست و غمین بود.

به انتظار پدر روز و شب به سر بردم          ولی دریغ نشد تا گل رخش بویم

سپس به هجر برادر، فلک دچارم کرد      گشود باب فراق دگر زکین سویم

در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی تهیه نمود، دائم در حال ذکر و نماز و راز و نیاز با خدای خویش بود و بیت‏الاحزانی به نام بیت‏النور چون جده‏اش زهرای اطهر تأسیس نمود، تا سرانجام (پرید بلبل روحش زشاخسار) بدن و به ندای رب لبیک گفت.

حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

26- دختر پیامبر

در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و...

این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد و نشانگر عظمت روحی و اینکه او نه تنها با رسول خدا نسبت خانوادگی دارد بلکه از نظر معنوی نیز دختر اوست.

 

27- بارگاه فاطمه معصومه علیهاالسلام و تجلیگاه فاطمه زهرا علیهاالسلام

مرجع عظیم‏الشأن مرحوم آیت‏الله العظمی نجفی مرعشی رحمه‌الله فرمود: پدرم مرحوم آیت‏الله علامه سیدمحمود مرعشی که در نجف اشرف می‏زیست علاقه‏مند بود که به طریقی، محل قبر جده‏اش حضرت زهرا علیهاالسلام را بیابد، برای این مقصود ختم مجربی انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر علیه‌السلام رسید، امام به او فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت» به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن، ایشان تصور کرد منظور امام علیه‌السلام حضرت زهرا علیهاالسلام است، عرض کرد: آری قربانت گردم من نیز ختم را برای همین امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحی خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا علیهاالسلام مخفی باشد از این رو قبر حضرت معصومه علیهاالسلام را تجلیگاه قبر حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است.

در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و... این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد.

28- مقام عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کسی که حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند آنست که مرا زیارت کرده است. امام ثواب زیارت خویش را با زیارت حضرت معصومه در یک حد و اندازه می‏داند و نیز اینکه نام مبارک حضرت، فاطمه کبری بوده و امام او را ملقب به صفت معصومه کرده است و این مطالب نشانگر اوج عظمت روحی و معصومیت حضرت فاطمه کبری است.

 

29- ارزش زن

با مطالعه سرگذشت بانوانی بزرگوار چون حضرت زهرا علیهاالسلام، زینب کبری و حضرت معصومه به این نکته دست می‏یابیم که در اسلام به مقام و منزلت زن ارزش نهاده و در طی نمودن پله‏های ترقی از حیث علم و تقوی تفاوتی میان زن
حرم حضرت معصومه

و مرد قائل نشده است. همین درجات عالی تقوی و علم در وجود این بانوان بزرگوار بازگوکننده و تأیید کننده آن است.

 

30- برای شادی روح حضرت فاطمه معصومه صلوات

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

 

قم قبل از اسلام به صورت چند قلعه بوده که عده‏ای زرتشتی و یهودی در آن زندگی می‏کردند. بعد از اسلام با آمدن اشعری‏ها (که اصالتا شیعه و یمنی تبار بوده‏اند)، کم کم این سرزمین توسعه یافت. در اوائل قرن اول و در سال 23 هجری شهر قم توسط لشکر اسلام فتح گردید و رفت و آمد مسلمانان عرب به قم آغاز شد. نخستین کسانی که از اشعری‏ها به قم آمدند عبدالله بن سعد و عبدالله احوص و عبدالرحمن و اسحاق از فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری بودند و به این ترتیب ارتباط شیعیان خالص علوی با قم برقرار شده و مامن شیعیان گردید. از آن زمان مردم قم به مذهب اهل بیت علیهم السلام علاقه خاصی پیدا کرده و به همین جهت مورد سختگیری و بی مهری خلفای حاکم و ستمگر عصر خود بودند.

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام از آبادانی ظاهری بی بهره بود و اهالی شیعی مذهب آن در اثر بی‏توجهی حاکمان مورد آزار و اذیت‏بودند، اما از لحاظ ایمان و اعتقاد مذهبی، این شهر بهترین فضای معنوی را داشته و زمینه پذیرش اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران با وفای آنان در این منطقه کاملا فراهم بود.1

به همین جهت امامان معصوم علیهم السلام در مناسبت‏های مختلف، شهر قم و اهالی آن را مورد عنایت قرار داده و عبارات زیبایی را که حاکی از علاقه‏مندی آن بزرگواران به این خطه ایران بود، بیان می‏کردند. حتی گاهی ائمه اطهار با فرستادن تحفه‏ها و هدایا اهل قم را مفتخر می‏ساختند. از جمله می‏توان به ابی جریر زکریا بن ادریس و زکریا بن آدم و عیسی بن عبدالله و چند نفر دیگر اشاره نمود که به افتخار اخذ هدایای ارزشمندی همچون انگشتری و جامه و کفن از دست مبارک ائمه هدی علیهم السلام نائل شدند. 2

به نظر می‏رسد تعداد اخبار و احادیثی که در مورد شهر قم از ائمه اطهار علیهم السلام روایت‏شده است درباره هیچ یک از شهرهای ایران روایت نشده است. مرحوم شیخ حسین مفلس در کتاب «تحفة الفاطمیین‏» چهل حدیث در باره قم نقل کرده است.3

در کتاب‏های معتبر شیعی همچون بحارالانوار; سفینة البحار و مستدرک سفینة البحار و... در این رابطه روایات جامع و قابل توجهی نقل شده است. برای آشنایی بیشتر به برخی از این روایات اشاره می‏کنیم:

 

1- سلام بر اهل قم

امام صادق علیه السلام روزی با اشاره به عیسی بن عبدالله قمی فرمود: «سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با

حضرت معصومه عليهاالسلام

باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند».4

 

2- راهی به سوی بهشت

صفوان بن یحیی کوفی معروف به بیاع سابری از نزدیکترین و مطمئن‏ترین یاران امام رضا علیه السلام می‏گوید: روزی در حضور امام رضا علیه السلام نشسته بودم که از شهر قم و اهالی آن سخن به میان آمد و اینکه آنان در زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام به سوی آن بزرگوار میل خواهند کرد. در این لحظه امام هشتم علیه السلام به اهل قم درود فرستاده و فرمود: «رضی الله عنهم، ثم قال: ان للجنة ثمانیة ابواب و واحد منها لاهل قم; و هم خیار شیعتنا من بین سائر البلاد، خمر الله تعالی ولایتنا فی طینتهم;5 خداوند از آنان خشنود باشد، سپس فرمود: همانا بهشت دارای هشت در است که یکی از آن درها مخصوص مردم قم است. آنان شیعیان برگزیده ما در میان سایر شهرها هستند. خداوند ولایت و محبت ما [اهل بیت] را با طینت آنان عجین کرده است.»

 

3- پایگاه یاران مهدی علیه السلام

عفان بصری می‏گوید: روزی امام صادق علیه السلام به من فرمود: «اتدری لم سمی قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم. قال: انما سمی قم لان اهله یجتمعون مع قائم آل محمد - صلوات الله علیه - و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه; آیا می‏دانی چرا شهر قم را «قم‏» نامیده‏اند؟ عرض کردم: خدا و پیغمبرش و شما آگاهترید. امام علیه السلام فرمود: قم نامیده شده است‏برای اینکه اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می‏شوند و با او قیام نموده و بر او استقامت می‏ورزند و او را یاری می‏رسانند.»6

در این روایت نقش مردم قم و ساکنین این شهر مقدس در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام مشخص شده است. با توجه به این حدیث، اهالی قم به ویژه دانایان و آگاهان آن، وظیفه‏ای مهم‏تر و مسؤولیت‏سنگین‏تری نسبت‏به سایر شهرهای ایران به دوش می‏کشند و این حقیقت، تلاش آنان را در زمینه‏سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام بیشتر از سایر سرزمین‏ها می‏طلبد.

سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند.

4- شهر قم در قرآن و وعده پیروزی بر اسرائیل

پیشوای ششم روزی با یاران خود نشسته و قرآن تلاوت می‏کرد تا به این آیه رسید: «فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا»7 ; «[ای بنی اسرائیل! ] پس هنگامی که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‏گماریم; تا میان خانه‏ها [یتان] به جست و جو در آیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.»

یاران امام در این لحظه پرسیدند: «جعلنا فداک من هؤلاء؟ فقال: ثلاث مرات، هم والله اهل قم 8 ; جانمان به فدای تو، این گروه چه کسانی هستند؟ امام صادق علیه السلام سه بار فرمود: به خدا سوگند! آنان اهل قم هستند.»

ضريح حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

5- پناهگاه فرزندان حضرت زهرا علیها السلام

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «اذا اصابتکم بلیة و عناء فعلیکم بقم فانه ماوی الفاطمیین 9 ; هرگاه [در تنگناهای زندگی قرار گرفتید و] بلاها و مصیبت‏ها به شما روی آورد، به سوی قم بروید; چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه علیها السلام است.»

چنانکه اشاره شد، روایات متعددی از ائمه اطهار علیهم السلام در تجلیل و تقدیر از قم و اهل آن وارد شده است و در آن‏ها، شهر قم با القاب و عناوین ویژه‏ای مورد تجلیل قرار گرفته است، از جمله آن‏ها نام‏های زیر می‏باشد: قم (شهر قیام)، حرم اهل بیت، شهر امن و امان، مرکز یاران ائمه، قطعه‏ای از بیت المقدس، کانون شیعیان، آسایشگاه انسان‏های با ایمان، مجمع انصار المهدی علیه السلام، سرزمین مقدس، پرتگاه و محل سقوط ستمگران و گردنکشان، منبع علم و فضیلت و تقوی، سالم‏ترین شهرها و غیره.

 

6- اگر مردم قم...

با این همه فضائل و مناقب که در مورد شهر قم و ساکنان آن در سیره و سخن اهل بیت علیهم السلام وارد شده است، باید توجه داشت که این‏ها مشروط به تداوم ایمان و اعتقاد به ارزش‏های اسلامی و ادامه راه اهل بیت علیهم السلام توسط مردم قم می‏باشد و گرنه اگر کسی خیال کند که چون قمی هست و یا اینکه در شهر قم زندگی می‏کند و بدون عمل، مشمول این رحمت و برکات الهی خواهد شد، به خیالی باطل و پنداری بی‏پایه و سست دچار شده است; چرا که امام صادق علیه السلام فرمود: «تربة قم مقدسة و اهلها منا و نحن منهم، لا یریدهم جبار بسوء الا عجلت عقوبته; ما لم یخونوا اخوانهم (و ما لم یحولوا احوالهم)، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم جبابرة سوء! ; خاک قم مقدس است و ساکنان آن از ما اهل بیت هستند و ما هم از آن‏هائیم، هیچ حاکم [گردنکش و] ستمگری به آن‏ها قصد سوء نمی‏کند مگر اینکه خداوند در عذاب او تعجیل می‏فرماید. البته به شرط آنکه [اهل قم] به برادران خود خیانت نکنند (و احوال خود را تغییر ندهند)، زیرا در آن صورت خداوند متعال ستمگران بیدادگر را بر آنان مسلط خواهد کرد.»


1) تاریخچه قم، ص‏16.

2) تاریخ مذهبی قم، ص‏92.

3) همان.

4) بحارالانوار، ج‏57، ص‏217; مستدرک سفینة البحار، ج‏8، ص‏598.

5) بحار الانوار، ج 57، ص 216.

6) بحارالانوار، ج 57، ص 216 و معجم احادیث المهدی علیه السلام، ج 3، ص 474.

7) اسراء/ 5.

8) بحارالانوار، ج‏57، ص‏216.

9) همان، ص‏215.

10) ماهنامه کوثر، ش‏9، ص‏73 و 74 با اختصار.

چلچراغ
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

چلچراغ

ویژگی‏های حضرت معصومه علیهاالسلام

حضرت معصومه عليهاالسلام

این نوشتار به مناسبت میلاد آن حضرت تقدیم حضور می‌شود

 

شفاعت گسترده

بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که در قرآن کریم از آن به مقام محمود تعبیر شده است. در این میان، دو تن از بانوان خاندان رسالت هم شفاعت گسترده‏ای دارند؛ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا علیهاالسلام همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است. به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا علیهاالسلام را شفاعت گنهکاران از امت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرار داد»، با کلک تقدیر نقش بسته بود. پس از حضرت زهرا علیهاالسلام از نظر گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به حضرت معصومه علیهاالسلام نمی‏رسد.

 

عصمت

مقام عصمت در چهارده معصوم علیهم‏السلام منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. علت شهرت رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم‏السلام، به چهارده معصوم آن است که آنها افزون بر مصونیت از گناهان صغیره و کبیره، از ترک اولی نیز که با عصمت منافات ندارد، پاک بودند. البته هیچ کس در مورد افرادی چون حضرت ابوالفضل علیه‏السلام، حضرت علی اکبر علیه‏السلام، حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام ادعا نکرده که آنها معصوم نبوده‏اند.

 

شواهد عصمت فاطمه معصومه علیهاالسلام

براساس روایتی که از امام رضا علیه‏السلام نقل شده، امام خواهر خود را معصومه خطاب کرده است و می‏دانیم امام هرگز در مورد شخصی مبالغه نمی‏کند. بنابراین این تعبیر بر عصمت آن حضرت دلالت دارد. شفاعت گسترده‏ای که همه شیعیان اهل بیت را در بر می‏گیرد؛ قداست شهر قم به احترام آن حضرت؛ صدور زیارت نامه آن حضرت از سوی معصوم؛ پیش‏گویی امام صادق علیه‏السلام از تشریف فرمایی آن حضرت به قم؛ و تشییع این بانو به دست امام رضا علیه‏السلام و امام جواد علیه‏السلام، از دیگر شواهد عصمت و عظمت آن بانوی والا مقام به شمار می‏آید.

بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که در قرآن کریم از آن به مقام محمود تعبیر شده است. در این میان، دو تن از بانوان خاندان رسالت هم شفاعت گسترده‏ای دارند؛ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام.

مقام علمی حضرت معصومه علیهاالسلام

حضرت معصومه علیهاالسلام، در خاندانی رشد یافت که سرچشمه علم و تقوا و فضیلت‏های اخلاقی بودند. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی امام رضا علیه‏السلام عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و در اثر توجهات فراوان آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم علیه‏السلام به مقام
برنامه هاي حرم مطهر حضرت معصومه در ماه مبارك رمضان

والایی رسیدند. در میان فرزندان پیشوای هفتم، بعد از امام رضا علیه‏السلام، حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر علمی و اخلاقی والا مقام‏ترین آنان است. این حقیقت، از اسامی، لقب‏ها و توصیف هایی که پیشوایان معصوم از وی نموده‏اند، آشکار می‏شود. با توجه به این حقیقت که میان تهذیب نفس و طی مدارج اخلاقی و عرفانی و رسیدن علوم اصیل الهی و حکمت ارتباط جدانشدنی وجود دارد، می‏توان به رتبه و مقام علمی وصف ناشدنی حضرت معصومه علیهاالسلام پی برد و به این نکته رسید که ایشان نیز چون حضرت زینب علیهاالسلام عالمه غیر معلمه بوده است.

 

محدّثه

نقل سخنان معصومان علیهم‏السلام، بیشترین خدمت را به حفظ روش شیوه زندگی و رفتار آنان انجام می‏دهد. بر همین اساس در کلام معصومان برای آنان که با نقل سخنان‏شان، گفتارشان را جاودانه می‏سازند، ارزش والایی می‏یابیم. تشویق به حفظ و ترویج حدیث و سخن معصومان، از زمان پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شروع شد. اهل‏بیت علیهم‏السلام مسلمانان را به فراگیری و نشر احادیث ترغیب می‏کردند تا افکار و اندیشه‏های آنان در گستره وسیع‏تری پخش گردد. در میان اصحاب حدیث، به تعدادی از بانوان با فضیلت بر می‏خوریم که حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از آنان است که احادیثی را با سلسله اسنادش از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام روایت کرده است.

 

احادیث حضرت معصومه علیهاالسلام

حدیث غدیر: حضرت معصومه علیهاالسلام با چند واسطه از حضرت زهرا علیهاالسلام نقل کرده که فرمود: «آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در روز غدیر خم که فرمود: من مولای هر که باشم، علی نیز مولای اوست».

حضرت معصومه علیهاالسلام، هم نام فاطمه علیهاالسلام بود. نام گذاری حضرت معصومه علیهاالسلام به این نام، نشان می‏دهد که او از هر گونه انحراف و بدی دور است. او و شیعیانش وارد آتش دوزخ نمی‏شوند.

حدیث منزلت: فاطمه معصومه علیهاالسلام نقل کرده که پیامبر به علی علیه‏السلام فرمود: «تو برای من همانند هارون برای موسی هستی».

حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

مقام شهادت برای دوستان آل محمد علیهم‏السلام: حضرت معصومه علیهاالسلام به نقل از فاطمه زهرا علیهاالسلام به نقل از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «بدانید آنکه با محبت آل محمد بمیرد، شهید از دنیا رفته است».

 

عبادت کریمه اهل‏بیت علیهاالسلام

هدف از آفرینش آدمی، چیزی جز عبادت و بندگی خداوند متعال نیست. آنان که به این هدف پی بردند، در راه رسیدن به عالی‏ترین مرتبه آن سر از پا نمی‏شناسند و بهترین ساعات زندگی خود را زمان عبادت و راز و نیاز با خدا می‏دانند. یکی از عالی‏ترین نمونه‏های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل‏بیت، فاطمه معصومه علیهاالسلام است؛ او که عبادت و شب زنده داریِ هفده روزه‏اش در واپسین روزهای زندگی، گوشه‏ای از عمری بندگی و فروتنی در برابر ذات پاک الهی است.

 

حضرت معصومه علیهاالسلام؛ تجلّی حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت معصومه علیهاالسلام، هم نام فاطمه علیهاالسلام بود. نام گذاری حضرت معصومه علیهاالسلام به این نام، نشان می‏دهد که او از هر گونه انحراف و بدی دور است. او و شیعیانش وارد آتش دوزخ نمی‏شوند و آن حضرت از نظر کمالات استثنایی است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فراوان در شأن حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش قربانش گردد»؛ امام کاظم علیه‏السلام نیز زمانی که حضرت معصومه علیهاالسلام خردسال بود، سه بار فرمود: «پدرش به قربانش گردد». یکی دیگر از شباهت‏های حضرت معصومه علیهاالسلام به حضرت زهرا علیهاالسلام این است که حضرت زهرا علیهاالسلام برای اثبات ولایت حضرت علی علیه‏السلام، آن چنان دفاع کرد که جان خود را فدا نمود و در جوانی به شهادت رسید؛ حضرت معصومه علیهاالسلام نیز برای حمایت از ولایت برادرش امام رضا علیه‏السلام، از مدینه به سمت خراسان حرکت کرد و در نیمه راه، در قم به شهادت رسید.

بانوى كرامت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دوازدهم مهر 1383 |

بانوى كرامت

حضرت معصومه عليهاالسلام

 

كویر براى حضورت نورانى مى‌شود وپنجره‌هابه شوق رویت، نیمه شبى رابه سوى خورشید باز نمى‌شوند. كوچه پس كوچه هاى قم به یمن حضورت نورانى مى‌شوند و سروهاى آزاد به احترامت قیام مى‌كنند.

آرام آرام، بر پهنه كویر حضور پرولایت شكوفه مى دهد ; غربت به یمن غریب معنا مى‌یابد.

دلم مى خواهد برایتان از بانویى سخن بگویم كه خیال سبزتان نیمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى‌دهد و در آینه حرمش چهره آراید.

برایتان از بانویى سخن مى‌گویم كه همانند زینب علیهاالسلام كه براى قیام قربانى داد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف كرد، او هم با قدمهاى پرحیاتش، به سرزمین كویرى قم حیات بخشید ودر رگ ایرانیان خون حمایت از ولایت را جارى ساخت.

برایتان از بانویى سخن مى گویم كه به یمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى.

برایتان از بانویى سخن مى گویم كه بارگاه زیبایش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بیتوته مى كنند. به نیابت از شیعه در نیمه شب هاى كویرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سایند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسیر معصومیت است كه روزگارى در مدینه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت.

معصومه نگاه سبزى است كه از معصومیت سرچشمه مى گیرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسیدن.

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زینب هم سفرشدن.

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد.

معصومه ضریب بالاى ارادت به ولایت است، معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است.

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهایى است، معصومه فانى فى الله است.

یادداشت های علوی
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...